جستجو

طراحی سایت تخصصی

شاید شما هم با انواع مختلف شرکت های طراحی سایت از خرده شرکت های طراحی وب سایت ، شرکتها ی تازه تاسیس یا حتی هلدینگ ها که گوشه ای از کار خود را به طراحی سایت اختصاص داده اند روبرو شده باشید. اما کار کردن با یک شرکت حرفه ای و معتبر که مهارت آنها در طراحی سایت تخصصی و خدمات مرتبط با دنیای اینترنت زبان زد است و از کادر فنی با دانش تخصصی بالا بهره می برد چیز دیگریست، شرکت تجارت الکترونیک آرمان وب در مدت زمان نسبتا کوتاه توانسته با کیفیت کاری بالا به جایگاه خوبی در طراحی سایت دست پیدا کند و بیش از ۳۰۰ نمونه کار طراحی سایت شرکتی، طراحی سایت فروشگاهی ، طراحی سایت اختصاصی و پورتال را در رزومه ی کاری خود دارد. علاوه بر این شرکت آرمان وب با گرافیست های حرفه ای و خوش ذوق خود ۱۰۰ ها نمونه کار طراحی لوگو، طراحی ست اداری، طراحی مالتی مدیا ، عکاسی صنعتی را نیز انجام داده که طبق نظر سنجی انجام شده مورد توجه مشتریان آرمان وب قرار گفت است.

طراحی سایت با رویکردی جدید

شرکت آرمان وب قصد دارد تا با نگاهی متفاوت به صنعت طراحی سایت و ایجاد تفاوت های مثبت در طراحی وب با تغییر در ساختارهای یکنواخت به مدرن شدن طراحی سایت در ایران کمک کرده و کیفیت سایت های ایرانی را بالا ببرد چراکه پیشرفت در همه ی زمینه ها به خصوص طراحی سایت که در معرض دید همه جهان قرار دارد حق ایرانیان عزیز می باشد.

طراحی سایت مینیمال

مینیمالیسم در طراحی وب سایت (Minimalism) در واقع یکی از ابزار های طراحان حرفه ای به شمار می رود و یکی از اصول موفقیت آنها همین تئوری طراحی مینیمال در طراحی سایت می باشد. از ویژگی های طراحی سایت مینیمال می توان به سادگی و بی آلایشی ، طرحی بدون پیچیدگی ، استفاده از عناصر و اجزاء ساده در طراحی وب سایت اشاه کرد کهکاربر به خوبی با محیط ساده در اینگونه طراحی ها ارتباط برقرار می کند.در این نوع از طراحی سایت به به رنگ بندی توجه بیشتری کرد و به طور هوشمندانه از پالت های رنگی استفاده کرد. علاوه بر رنگ تایپوگرافی سرفصل ها و عنوان های مطالب و آرم و لوگو نیز اهمیت بالایی پیدا می کند. طراحان حرفه ای شرکت آرمان وب هنگام قرار دادن تصاویر یا عناصر گرافیکی ، حتما تعادل( Balance ) و توازن را در صفحه وب خود رعایت می کنند و از اهمیت اینفوگرافیک ها مطلع هستند زیرا از تجربه ، دانش و آگاهی از قوانین طراحی سایت مینیمال بهره می برند.

سئو و بهینه سازی سایت

یکی از خدماتی که شرکت آرمان وب در آن از تخصص و تبهر بالایی بخوردار است بحث سئو و یا بهینه سازی سایت می باشد که با تجربه کاری بالا و بهره گیری از کارشناسان ارشد سئو و کارشناسان تولید محتوا حرف زیادی برای گفتن در این زمینه دارد. در واقع سئو ( Search Engine Optimization) دریافت ترافیک و بازدید برای سایت شما با بالا آوردن سایت در صفحه اول گوگل و لینک های اول می باشد. کارشناسان ارشد سئو در آرمان وب تنها با روش های اصولی و روش های کلاه سفید رتبه ی سایت شما را بالا می برند و با بهره گیری از محتوا نویسان حرفه ای سایت شما به صفحه اول گوگل و لینک اول سانده که این جایگاه حتی بدون بستن قرار داد پشتیبانی تا ماه ها در جایگاه خود باقی مانده و سئو سایت شما به سرعت بعد از اتمام قرارداد افت نخواهد کرد و این وجه تمایز سئو آرمان وب با دیگر شرکت های سئو و بهینه سازی سایت می باشد.

کمپرسور

شرکت آرمان تجهیز کمپرسور اولین شرکت ثبت شده تخصصی در زمینه نگهداشت کمپرسور و تعمیرات کمپرسور و تجهیزات جانبی کمپرسور با پیمودن راهی بس دشوار و با قدم هایی استوار و با سرعتی وصف ناپذیر توانسته به مجموعه ای مقتدر در صنعت ایران تبدیل گردد.
پس از نیازسنجی های انجام شده بر روی صنعت کشور و مشکلات عدیده ای که بر سر راه صنعتگران گرامی بود، بر آن شدیم تا با تاسیس اولین شرکت تخصصی در زمینه نگهداشت و تعمیر انواع کمپرسور، اقدام به تامین نیاز اصلی صنایع کشور کرده و با داشتن کادری مجرب و مشاوره هایی دقیق و علمی، گره از کار صنعتگران عزیز و پیشرو بگشاییم.

این شرکت با دارا بودن سابقه درخشان در زمینه نگهداشت ، تعمیرات کمپرسور و تامین قطعات انواع کمپرسور و دیگر تجهیزات هوای فشرده اعم از: مخازن، درایرها، فیلترهای مختلف، تله آبگیر و… تمامی نیازهای صنایع در مورد هوای فشرده را تامین می کند. واحد تخصصی نت کمپرسور نیز با دارا بودن کادری فوق العاده مجرب و دارا بودن رفرنس های بسیار معتبر و اعزام کارشناسان فنی در کمتر از ۷۲ ساعت در خصوص نگهداری و تعمیر تخصصی انواع برندهای کمپرسور موجود در صنایع ایران، تمامی نیازهای فنی صنایع کشور را در اقصی نقاط ایران پوشش خواهد داد.

تعمیرات کمپرسور

تعمیرات کمپرسور

اهداف گروه تخصصی آرمان تجهیز کمپرسور

ارئه خدمات تخصصی در زمینه نگهداری و تعمیر انواع کمپرسور و تجهیزات هوای فشرده در کمترین زمان ممکن
تامین قطعات یدکی در کوتاه ترین زمان ممکن
تامین قطعات یدکی با کیفیت و کارآئی بسیار بالا

خدمات و توانایی های آرمان تجهیز کمپرسور

  • تامین قطعات یدکی مورد نیاز تجهیزات به صورت سالیانه
  • عقد قرارداد سالیانه سرویس و نگهداری سیستم هوای فشرده
  • مشاوره و انجام عملیات نصب تجهیزات و راه اندازی (Piping)
  • مشاوره و اجرای طرح کاهش مصرف انرژی در کمپرسور خانه (Energy Saving)
  • برگزاری دوره های آموزشی خرید و نگهداری انواع کمپرسورها

واردات و تامین قطعات کمپرسور نظیر : واحد هواساز، رادیاتور، و تعمیر تخصصی قطعات کمپرسور

کمپرسور چیست؟

کمپرسور یکی از دستگاه های مکانیکی می باشد که امروزه به دلیل کاربرد فراوان به آنها در اصطلاح اسب بار کش صنایع می گویند. این ماشین پر ارزش در زمینه های مختلف از صنعت گرفته تا پزشکی، لوازم خانگی و غیره کاربرد دارد. در واقع کمپرسور برای فشرده کردن گاز یا مایعات استفاده می شود عملکرد کمپرسورها به این صورت می باشد که با صرف انرژی مکانیکی فراوانی، گاز را با سرعت به درون خود مکیده و سپس آنرا فشرده می‌سازند. در اثر این عمل، دمای گازی که فشرده می‌شود نیز افزایش می‌یابد. معمولاً گاز پر فشار خروجی از کمپرسورها را از یک سیسنم خنک‌کننده عبور می‌دهند تا دمای گاز دوباره به حد معمولی باز گردد. انواع گوناگونی از کمپرسور وجود دارد که برای مصارف صنعتی و عمومی طراحی شده‌اند.

قله قرآن کدام سوره است؟

مجموعه: متفرقه دینی

محتویات سوره بقره,آیة الکرسی

سوره بقره در مدینه نازل شده و «۲۸۶» آیه دارد.

 

سوره بقره در مدینه نازل شده و «۲۸۶» آیه دارد. علت نامگذارى این سوره به «بقره» داستانى است در مورد گاو بنى اسرائیل که در آیات ۶۷ تا ۷۳ آمده است. این سوره که طولانى ترین سوره هاى قرآن مجید است، مسلماً یک جا نازل نشده، بلکه در فواصل مختلف، و به مناسبت ها و نیازهاى گوناگون جامعه اسلامى، در مدینه نازل گردیده است. ولى با این حال جامعیت آن از نظر اصول اعتقادى اسلام و بسیارى از مسائل عملى (عبادى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى) قابل انکار نیست.

فضیلت سوره بقره
به نظر می رسد فضیلت و برتری این سوره به خاطر جامعیت آن و افضل بودن آیة الکرسى به جهت محتواى توحیدى خاص آن باشد. و این منافات ندارد که بعضى از سوره هاى دیگر قرآن از جهات دیگرى برترى داشته باشند؛ چرا که از دیدگاه هاى مختلف به آنها نظر شده است.

برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج ۱، ص ۳۴) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.
 
همچنین از امام سجاد (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) چنین نقل شده است: کسى که چهار آیه از آغاز سوره بقره و آیة الکرسى و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند هرگز در جان و مال خود ناخوش آیندى نخواهد دید و شیطان به او نزدیک نمى شود و قرآن را فراموش نخواهد کرد. (محمد بن مسعود، التفسیر، ج ۱، ص ۲۵)

گفتنی است ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.

اتفاقاً هر فضیلتى که درباره سوره اى یا آیه اى ذکر شده، تناسب بسیار زیادى با محتواى آن سوره یا آیه دارد. به عنوان نمونه در فضیلت سوره «نور» مى خوانیم هر کس بر آن مداومت کند، خداوند او و فرزندانش را از آلودگى به «زنا» حفظ مى کند. این به خاطر آن است که محتواى سوره نور دستورات مهمى در زمینه مبارزه با انحرافات جنسى دارد؛ دستور به تسریع ازدواج افراد مجرد، دستور به حجاب، دستور به ترک چشم چرانى و نگاه هاى هوس آلود، دستور به ترک شایعه پراکنى و نسبت هاى ناروا، و دستور به اجراى حد شرعى درباره زنان و مردان زنا کار.

بدیهى است، اگر محتواى این سوره در جامعه یا خانواده اى پیاده شود، آن جامعه و خانواده آلوده به زنا نخواهد شد. درست است که خواندن قرآن به هر حال ثواب دارد، ولى ثواب اصلى و آثار سازنده هنگامى خواهد بود که مقدمه اى براى اندیشه و عمل باشد. (تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵۷ ٓ ۶۰)     

محتویات سوره بقره,آیة الکرسی

در متون روایی، «سوره بقره» به ویژه فراز «آیة الکرسی»، قُلّه قرآن معرفی شده است

 
محتویات سوره بقره:
سوره بقره با تأكید بر اهمیت و نقش ایمان در سعادت فردى و اجتماعى انسان، اعلام مى دارد كه تنها راه سعادت، ایمان به خدا و پایبندى به تعالیم انبیاست. این سوره از سه بخش تشكیل شده است: در بخش نخست اهمیت و جایگاه ایمان و بندگى خدا در زندگى انسان بیان مى گردد. بخش دوم به سرگذشت قوم بنى اسرائیل اختصاص دارد و در آن پیامدهاى ذلت بار مخالفت این قوم با خدا و پیامبران بیان شده و تلاش هاى آن ها در شكست دادن پیامبر اسلام خنثی مى گردد. سومین بخش سوره نیز به معرفى دین توحیدى اسلام مى پردازد و بسیارى از احكام و مقررات دینى را همراه با معارف اعتقادى و اخلاقى اسلام بیان مى كند.


کدام سوره و کدام آیه، قلّه قرآن اعلام شده اند؟
در متون روایی، «سوره بقره» به ویژه فراز «آیة الکرسی»، قُلّه قرآن معرفی شده است. (سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۱۹۶) در این جا به ذکر چند نمونه از این روایات بسنده می شود:

ثواب ها، فضیلت ها و پاداش هاى مهمى که براى تلاوت قرآن یا سوره ها و آیات خاصى نقل شده، هرگز مفهومش این نیست که انسان آنها را به صورت ورد بخواند و تنها به گردش زبان قناعت کند. بلکه خواندن قرآن براى فهمیدن، و فهمیدن براى اندیشیدن، و اندیشیدن براى عمل است.

۱-  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «هر چیزى قلّه اى دارد و قلّه قرآن، سوره بقره است. در این سوره، آیه اى است که سَرور آیات قرآن است و آن، آیة الکرسى است». (ترمذی، محمد بن عیسى، سنن الترمذی، ج ۵، ص ۱۵۷)

۲- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله): «براى هر چیزى قله ای است و قله قرآن، سوره بقره می باشد». (ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج ۱، ص ۲۸۵)

۳- امام صادق (علیه السلام): «براى هر چیزی قله اى هست و قله قرآن آیة الکرسى است، هر کسی یک بار آن را بخواند خداوند هزار ناگوارى از ناگواری هاى دنیا و هزار ناگوارى از ناگواری هاى آخرت را از او بگرداند، آسان ترین ناگوارى دنیا فقر و آسان ترین ناگوارى آخرت عذاب قبر است و من به امید ارتقای درجه و مقامم آن را می خوانم». (عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق، رسولی محلاتی، هاشم، ج ۱، ص ۱۳۶)

در همین راستا می توان گفت که برترى سوره بقره از نظر جامعیت و طولانى بودن آن است. (تفسیر کوثر، ج ۱، ص ۳۴) این سوره گسترده؛ اصول معارف، اخلاق، حقوق و احکام فقهى فراوانى را در خود دارد و از این جهت در میان سوره ها بی همتا است و فراز «آیة الکرسی» از این سوره نیز برجستگی بیشتری داشته و مشتمل بر مضامین بلند توحید و خداشناسی است که از این جهت نسبت به آیات دیگر این سوره دارای اوج و عظمت می باشد.

بنابراین، از جهت قله بودن بین سوره ها؛ سور بقره قله قرآن است و از جهت قله بودن آیات؛ آیة الکرسی .

 

منبع:tebyan.net

قلّه قرآن را می شناسید؟

مجموعه: متفرقه دینی

قلّه قرآن,آیه الکرسی,آیت‌الکرسی

از على علیه السلام نقل شده که فرمودند: ” برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الكرسى است، در آن پنجاه كلمه است و در هر كلمه‏اى پنجاه بركت است”. و نیز فرمودند: بعد از شنیدن فضیلت این آیه، شبى بر من نگذشت، مگر

آنكه آیة الكرسی را خوانده باشم.

اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِیُّهُ

السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (بقره ـ ۲۵۵)

اللَّه، كه جز او معبودى نیست، زنده و برپادارنده است. نه خوابى سبك او را فرا گیرد و نه خوابى سنگین. آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. كیست آنكه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت كند. گذشته و

آینده آنان را مى‏داند. و به چیزى از علم او احاطه پیدا نمى‏كنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت) او آسمان‏ها و زمین را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگین نیست و او والا و بزرگ است.

به مناسبت وجود كلمه‏ى «كرسى» در آیه، رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله این آیه «آیة

الكرسی» نامید. در روایات شیعه و سنى آمده است كه‏ این آیه به منزله‏ى قلّه قرآن است و بزرگترین مقام را در میان آیات دارد. (تفسیر روح المعانى، ج ۳، ص ۱۰ و تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۳۵۴)

در اهمیت و فضیلت این آیه همین بس كه از پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است كه از

ابى بن كعب سۆال كرد و فرمود: كدام آیه برترین آیه كتاب اللَّه است؟ عرض كرد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر سینه او زد و فرمود: دانش بر تو گوارا باد، سوگند به كسى كه جان محمد صلی الله علیه و آله در دست

او است این آیه داراى دو زبان و دو لب است كه در پایه عرش الهى تسبیح و تقدیس خدا مى‏گوید.

در حدیث دیگرى از على علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏خوانیم كه فرمود: ” برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الكرسى است، در آن پنجاه كلمه است و در هر كلمه‏اى پنجاه بركت

است”.

همچنین نسبت به تلاوت این آیه سفارش بسیار شده است، از على علیه السلام نقل كرده‏اند كه فرمود:

بعد از شنیدن فضیلت این آیه، شبى بر من نگذشت، مگر آنكه آیة الكرسی را خوانده باشم. (تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۹۱ المیزان، ج ۲، ص ۳۵۵)

در این آیه، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است. به همین سبب آیة الكرسی را شعار و پیام توحید دانسته‏اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحید با بیانات گوناگون مطرح شده است، مانند: «لا إله الا الله» (صافات، ۳۵)، «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» (بقره، ۱۶)، «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ» (انبیاء، ۸۷)، «لا إِلهَ إِلَّا

أَنَا» (نحل، ۲)، ولى در هیچ كدام آنها مثل آیة الكرسی در كنار شعار توحید، صفات خداوند مطرح نشده است.

 مجموعه‏اى از صفات جمال و جلال او
ابتدا از ذات اقدس الهى و مساله توحید اسماء حسنى و صفات او شروع مى‏

كند، مى‏فرماید:” خداوند هیچ معبودى جز او نیست” (اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).

كلمه «إِلهَ» درباره هر معبودى بكار مى ‏رود، خواه حقّ و یا باطل، «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» (فرقان، ۴۳) ولى كلمه «الله» نام ذات مقدّس

الهى است. معبودانِ غیر از خدا، از آفریدن مگسى عاجزند «لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً» (حج، ۷۳) و آنان كه به پرستش غیر خدا مى‏ پردازند، از بلنداى توحید به دره‏هاى خوفناك سقوط مى‏ كنند.

«وَ مَنْ یُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ» (حج، ۳۱) «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» اوّلین صفحه شناسنامه‏ى هر

مسلمان است. اوّلین شعار و دعوت پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله نیز با همین جمله بود:

«قولوا لا إله الا الله تفلحوا» (كنز العمّال، ح ۳۵۵۴۱) هم چنان

كه فرمود: «من قال لا إله الا الله مخلصا دخل الجنة و اخلاصه بها ان تحجزه لا إله الا الله عما حرم الله»

هر كس خالصانه شعار توحید سر دهد، وارد بهشت مى‏شود و نشان اخلاص او آن است كه گفتن «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» وى را از حرام هاى الهى دور سازد. (ثواب الاعمال، ص ۲۰)

امام صادق علیه السلام

فرمودند: «قول لا إله الا الله ثمن الجنة» (بحار الانوار، ج ۹۳، ص ۱۹۶) گفتن «لا إله الا الله‏» بهاى بهشت‏

است.

هم چنان كه امام رضا علیه السلام در حدیث قدسى نقل كرده ‏اند: «كلمة لا إله إلا الله

حصنى» (بحارالانوار، ج ۳، ص ۷) كلمه‏ى توحید، دژ مستحكم الهى است.

اعتقاد به توحید، همه‏ ى قدرت‏ها و جاذبه‏ ها را در چشم انسان كوچك و حقیر مى ‏كند. نمونه‏اى از آثار تربیتى توحید همین است كه

مسلمانان در برابر پادشاهان و صاحبان قدرت سجده نمى ‏كردند. در دربار نجاشى پادشاه حبشه، پناهندگان مسلمان گفتند: «لا نسجد الا لله» ما به غیر خدا سجده نمى‏كنیم. (سیره‏ى حلبى، ج ۱، ص ۳۸۷) دحیه كلبى یكى دیگر از مسلمانان در كاخ

قیصر روم، سجده نكرد و در جواب كاخ نشینان گفت: «لا أسجد لغیر الله» من براى غیر خداوند سجده نمى‏كنم. (سیره حلبى، ج ۳، ص ۲۷۲)

على علیه السلام فرمودند: «لا تكن عبد غیرك و قد جعلك الله حرا» (نهج البلاغه، نامه‏ى ۳۱) بنده دیگرى مباش كه‏ خداوند تو را آزاد آفریده است.

لازم

است مسلمانان هر روز و در هر جا با صداى بلند، اذان بگویند و فریاد آزادى از بندگى خدایان دروغین و طاغوت‏ها را سر دهند. و گوش نوزادان خود را قبل از هر صدایى، با طنین توحید «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» آشنا سازند.

در

ادامه آیه مى ‏افزاید:” خداوندى كه زنده و قائم به ذات خویش است و موجودات دیگر عالم، قائم به او هستند”لْحَیُّ الْقَیُّومُ).

در فراز هفتادم دعاى جوشن كبیر، حىّ بودن خداوند را این گونه مطرح مى‏كند:

«یا حیا قبل كل حى، یا حیا بعد كل حى، یا حى الذی لیس كمثله حى، یا حى الذی لا یشاركه حى، یا حى الذی لا یحتاج

الى حى، یا حى الذی یمیت كل حى، یا حى الذی یرزق كل حى، یا حیا لم یرث الحیاة من حى، یا حى الذى یحیى الموتى، یا حى یا قیوم» آرى، خداوند زنده است، قبل از هر زنده ‏اى و بعد از هر زنده ‏اى. در زنده بودن، وى را نظیر و شریكى نیست و براى زنده ماندن، نیازمند دیگرى نیست. او زندگان را مى ‏میراند و به همه

زنده‏ ها روزى مى‏ بخشد. او زندگى را از زنده‏اى دیگر به ارث نبرده، بلكه به مردگان نیز زندگى مى‏ بخشد. او زنده و پا برجاست.

معناى حیات درباره ذات پروردگار با دیگران فرق مى‏ كند و مانند سایر صفات الهى، از ذات او جدایى ناپذیر است و در آن فنا راه ندارد «وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ» (فرقان، ۵۸) او در حیات خویش نیازمند تغذیه، تولید مثل، جذب و دفع، كه لازمه حیات موجوداتى همچون انسان و حیوان و گیاه است، نیست. «یا حى الذى

لیس كمثله حى»

«الْقَیُّومُ» از ریشه‏ى «قیام»، به كسى گفته مى‏شود كه روى پاى خود ایستاده و دیگران به او وابسته هستند. (مفردات راغب) كلمه‏ى «الْقَیُّومُ» سه مرتبه در قرآن آمده است و در هر سه مورد در كنار كلمه «الْحَیُّ» قرار دارد.

قیام او از خود اوست، ولى قیام سایر موجودات به وجود اوست. و مراد از قیّومیّت

پروردگار، تسلّط و حفاظت و تدبیر كامل او نسبت به مخلوقات است.

قیام او دائمى و همه جانبه است، مى ‏آفریند، روزى مى ‏دهد، هدایت مى‏ كند و مى ‏میراند و لحظه‏اى غافل نیست.

هر موجود زنده‏اى براى ادامه‏ ى حیات، نیازمند منبع فیض است. همچون لامپى كه براى ادامه‏ ى

روشنى، نیاز به اتصّال برق دارد. تمام موجودات براى زنده شدن باید از «الْحَیُّ» تغذیه شوند و براى ادامه‏ ى زندگى باید از «قیّوم» مایه بگیرند.

امام على علیه السلام مى‏ فرماید: «كل شى‏ء خاضع له و كل شى‏ء قائم به» هر چیزى تسلیم او و هر چیزى وابسته به اوست. (نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸)

نقل كرده ‏

اند كه در جنگ بدر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مكرّر در سجده مى ‏گفتند: «یا حى یا قیوم» (روح البیان، ج ۱، ص ۴۰۰)

 پیام های قسمت های بحث شده در این مقاله از آیه

الکرسی:
۱ـ هیچ موجودى جز او، ارزش معبود شدن ندارد. «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ»
۲ـ حیات واقعى و ابدى و همه‏ ى حیات‏هاى دیگر از آن اوست. «الْحَیُّ»
۳ـ همه چیز دائماً به او بستگى دارد و لحظه‏اى از تدبیر او خارج نیست. «الْقَیُّومُ»

منابع:
تفسیر نور ج ۱
تفسیر نمونه ج ۲
نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸، نامه‏ى ۳۱
روح البیان، ج ۱
سیره حلبى، ج ۳
تفسیر روح المعانى، ج ۳
تفسیر المیزان، ج ۲
تبیان

دست کشیدن به صورت پس از دعا

مجموعه: متفرقه دینی

دست کشیدن به صورت پس از دعا,دعا,دعا کردن,آداب دعاکردن

طبق روایات و سنت معصومین(ع) مستحب است وقتی انسان دست به دعا برمی‌دارد آن را بر سر و صورت خود بکشد. نقل است امام سجاد(ع) وقتی چیزی که به سائل مرحمت می‌‌فرمود، گاهی دست مبارک را می‌بویید و می‌گفت: این دست به دست الهی رسیده است.

بعضی از اعمالی که در میان مردم رایج است و عده بی‌شماری به انجام آنها اهتمام می‌ورزند بعضاً به تصور اینکه آن عمل صحیح است انجام می‌دهند اما در حالی که از شیوه درست آن غافل هستند، از این رو بر آن شدیم تا مواردی را که شیوع بیشتری در جامعه دارد از کتاب «عمل‌های اشتباه، پاسخ‌های صحیح» اثر حجت‌الاسلام علی سنجرانی برای علاقه‌مندان ذکر کنیم.

پیامبر اکرم(ص) در خطبه شعبانیه فرمودند: «و ارفعوا الیه ایدیکم بالدعاء فی اوقات صلواتکم، فانّها افضل الساعات، ینظر الله عزوجل‌ فیها بالرحمة إلی عباده» هنگام نماز دست‌ها را به دعا بلند کنید که بهترین لحظاتی که خدا با رحمت به بندگانش می‌نگرد این لحظات است.

وقتی انسان دست به دعا برداشت، طبق روایات و سنت معصومین (ع) مستحب است آن را بر سر و صورت خود بکشد، برای اینکه لطف خدا به این دست پاسخ داده است دستی که به سوی خدا دراز شود یقیناً خالی بر نمی‌‌گردد و دستی که عطای الهی را دریافت کرد، گرامی است بنابراین خوب است آن را به صورت یا به سر بکشد گاهی امام سجاد (ع) چیزی که به سائل مرحمت می‌‌فرمودند، دست مبارک را می‌بویید و می‌گفت: این دست به دست الهی رسیده؛ چون خدا فرمود: «هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ» آنان که این شامه را دارند، می‌توانند با بو کردن دست، نشانه دست الهی را استشمام کنند و جزو همین حکمت‌هاست آنچه گفته می‌شود: بوی بهشت از فاصله هزار سال استشمام می‌شود، گروهی آن را حس می‌کنند و عده‌ای محرومند.

منبع:noorportal.net

عملی که عاقبت به خیری به همراه دارد!

مجموعه: متفرقه دینی

ایمان,ایمان به خدا,ایمان چیست,اصالت ایمان,با ایمان

عملی برای شما سعادت می‌آفریند که شما را به خدا مربوط کند. عملی که برای خوشایند دلتان باشد یا برای این باشد که دیگران از شما تعریف کنند یا به شما رأی بدهند، فایده‌ای برای شما ندارد. اگر کاری به خاطر ایمان به خدا انجام گرفت و به عالم فناناپذیر متصل شد، برای همیشه باقی می‌ماند و مشکل شما را حل می‌کند.

اصالت ایمان
انسان دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آدمی، همان بدن و باطنش، روح و روان اوست. همان گونه که بدن دارای احکامی مانند طهارت و نجاست است و در صورت نجاست، با آب پاک می‌شود، روح و روان نیز، نجاست و طهارت دارد.

نجاست روح، شرک به خداوند است که جز با ایمان پاک نمی‌شود. شرک از گناهان آمرزش‌ناپذیر است (۱) و براساس کلام نورانی امیرمۆمنان، شرک گناهی است که همه اعمال انسان را باطل می‌کند. (۲)

تنها چیزی که می‌تواند این نجاست و پلیدی روح را از بین برده، صفا و جلوه دوباره‌ای به قلب و روح آدمی دهد، ایمان به خداست. حضرت زهرا (علیهاالسلام) در خطبه فدکیه در این باره می‌فرماید: «… فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ»(۳): خداوند ایمان را وسیله پاک کردن نجاست شرک، از روح شما قرار داد تا در سایه آن همه مظاهر شرک از بین برود و قلب که حرم الهی است جایگاه صاحب خانه شود. (۴)

 بدون ایمان انسان به سعادت نمی‌رسد
حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در خطبه فدکیه، بیست عنوان از مهم‌ترین آموزه‌های قرآن را بیان می‌فرمایند که با ایمان (جعل الله الإیمان تطهیرا لکم من الشرک) شروع و با حرمتِ شرک (و حرم الشرک إخلاصا له بالربوبیة) ختم می‌شود. آغاز و انجام این فهرست خود نشانه مطلب بسیار مهمی است و آن این‌که روح اسلام در واقع پرستش خدای یگانه و اجتناب از هر گونه شرک است و عناوین دیگری که بین این دو عنوان ذکر شده در واقع اسباب و ابزارهایی برای تحقق این هدف‌اند. از این‌جا باید نتیجه گرفت که بدون ایمان انسان به سعادت نمی‌رسد.
 
جایگاه اصلی ایمان قلب است
«خداوند ایمان را براى تطهیر قلوب شما از آلودگى شرك قرار داده است.» مطلب خیلی ساده ای به نظر می‌رسد و هر مسلمانی که قرآن را قبول دارد؛ می‌داند که هدف اسلام نابودی شرک از روی زمین و جایگزینی جامعه ایمانی به جای آن است؛ اما تکیه کردن روی این معنا و تذکر آن، به این جهت است که شنونده متوجه شود صرفاً صحبت از امری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست؛ بلکه اساس دعوت انبیاء چیزی است که با قلب انسان سروکار دارد.

با این‌که معمولاً اسلام در مقابل شرک مطرح می‌شود و ایمان در مقابل کفر، اما حضرت نمی‌فرماید: «جعل الاسلام تطهیرا لکم من الشرک»؛ بلکه بر روی ایمان تکیه می‌فرمایند. خود قرآن هم بین ایمان و اسلام فرق می‌گذارد و ایمان را به عنوان عامل سعادت معرفی می‌کند و می‌فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُۆْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُمْ»(۵): عربهاى بادیه‏نشین گفتند: ایمان آورده‏ایم؛ بگو: شما ایمان نیاورده‏اید؛ بلکه بگویید اسلام آورده‏ایم، و امّا ایمان هنوز وارد قلب شما نشده است»؛ یعنی آنچه که شما فعلاً می‌گویید مربوط به زبان است و مرحله بعد هم نوبت عمل است؛ اما ایمان فراتر از این مراحل است. ایمان باید در دل وارد شود و بعد از دل به زبان و اعضا و جوارح سرایت کند. جایگاه اصلی ایمان قلب است.

 خاکستر در طوفان
قرآن اصالت را به ایمان می‌دهد و برای عمل بدون ایمان هیچ ارزشی قائل نیست. باور این مطلب برای ما خیلی مشکل است. قرآن هم خیلی سعی کرده است که این مطلب را به ما بفهماند. قرآن مسأله کفر و شرک را خیلی حسی می‌کند و با بیانات قابل فهم مثال می‌زند تا ما آن را خوب بفهمیم.

در سوره ابراهیم می‌فرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ یَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَیْءٍ»(۷): آنهایی که ایمان ندارند کارهایی که انجام می‌دهند (کارهایی که گمان می‌کنند مایه سعادتشان است) مثل خاکستری می‌ماند که روز طوفانی به دست باد سپرده می‌شود. چه چیزی از این‌ها به دستشان می‌رسد؟ باد چنان این ذرات را پخش می‌کند که هیچ اثری از آن باقی نمی‌ماند و آن‌ها قدرت ندارند که چیزی از این‌ها را جمع کنند و برای خود نگه دارند. چرا؟ زیرا اعمالشان براساس ایمان نبوده و از کفر سرچشمه می‌گرفته است.

در جای دیگر می‌فرماید: «أَوْ كَظُلُماتٍ فی‏ بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»(۸): مَثَل اینان مَثَل کسی است که در دریایی طوفانی غرق شود؛ دریایی که روی آن موجی باشد و روی آن موج، موج دیگری سوار شده باشد. دیگر نوری به درون آن دریا نمی‌رسد و به گونه‌ای به ظلمت مبتلا می‌شود که اگر دستش را هم دربیاورد آن را نمی‌بیند و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نیست!»‌ این چه ظلمت‌هایی است که به آن گرفتار شده است؟ این ظلمت‌ها همه ناشی از بی‌ایمانی، کفر و ضلالت است. هرچه‌قدر هم که کار خوب انجام دهد نفعی به او نمی‌رساند.

قرآن مکرر این مثال‌ها را ذکر می‌کند تا به ما بفهماند که این‌طور نیست که اگر گمان کردید عملی خوب است؛ حتماً برای شما سعادت آفرین است. عملی برای شما سعادت می‌آفریند که شما را به خدا مربوط کند. عملی که برای خوشایند دلتان باشد یا برای این باشد که دیگران از شما تعریف کنند یا به شما رأی بدهند، فایده‌ای برای شما ندارد. اگر کاری به خاطر ایمان به خدا انجام گرفت و به عالم فناناپذیر متصل شد، برای همیشه باقی می‌ماند و مشکل شما را حل می‌کند.

خداوند می‌فرماید: «مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ»(۹): اگر کار برای من باشد آن چنان برکت و ارزشی به آن می‌دهم که برای همیشه باقی بماند و روز به روز رشد کند و بر زیبایی‌اش افزوده شود. وقتی نوبت پاداش دادن می‌شود به کارهای کوچک‌تان نگاه نمی‌کنم و بهترین کارهایی که انجام می‌دهید را ملاک پاداش قرار می‌دهم: «لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی كَانُوا یَعْمَلُونَ»(۱۰)

اگر کار کوچکی انجام دهید گاهی ده برابر و گاهی هفتصد برابر پاداش می‌دهم؛ البته این سقف پاداش نیست؛ بلکه «وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء»(۱۱) اما اگر با خدا ارتباط پیدا نکند، بلکه بین شما و دلتان، مریدانتان، باند و حزبتان باشد در همین جا می‌ماند. ممکن است در دنیا آثاری داشته باشد؛ اما در روز قیامت گفته می‌شود: «أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِكُمْ فِی حَیَاتِكُمُ الدُّنْیَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا»(۱۲): شما مزدتان را در دنیا گرفتید. برای دنیا انجام دادید بهره‌یتان را هم بردید!

ملی‌گرایی؛ بازگشت به جاهلیت
از انحرافات فکری امروز که از دست‌سازهای مهارت‌آمیز إبلیس است، این است که این‌گونه تبلیغ می‌شود که ارزش فقط برای رفتار، ملت و آباء و اجداد است و دیگر صحبت از خدا، اسلام و … نباید کرد.

عجیب است که در جامعه اسلامی و انقلابی و در جامعه‌ای که امامِ آن، هیچ‌گاه اسلام از کلامش نمی‌افتاد، کسانی به عنوان پیروی از امام بگویند: «دیگر صحبت از تبلیغ اسلام گذشته است و باید ارزش‌های عام انسانی را تبلیغ کنیم!» اما ارزش‌های عام انسانی در بت‌پرست‌ها و دیگر طوایف هم وجود دارد؛ پس جایگاه ایمان کجاست؟ همان ایمانی که اصل همه ارزش‌هاست و هر چیز دیگری در سایه ایمان ارزش پیدا می‌کند.

این فرمایش امام است که: «ما برای ایران و ایرانی بودن ارزشی قائل نیستیم و همه تلاش ما برای ترویج اسلام است.» نقطه اصلی اختلاف مکتب امام با ملی‌گراها همین بود. آیا ما باید اسلام را حذف کنیم و بگوییم: فقط ایران؟ آیا این اسمش بندگی خدا و اطاعت از دین است؟! آیا این حفظ ارزش‌های جمهوری اسلامی است یا بازگشت به جاهلیت اولی؟! به کجا می‌رویم؟

این‌جاست که انسان می‌فهمد وقتی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌خواهد محتوای اسلام را بیان کند چرا از این جا شروع می‌کند که: «جعل الإیمان تطهیرا لكم من الشرك» و آخرش هم می‌فرمایند: «و حرم الشرك إخلاصا له فی الربوبیة»؛ چون آغاز و انجام دین همین است و بقیه آثار و برکاتی است که به اذن الله بر این مترتب می‌شود؛ یعنی در مقابل آن اصلاً قابل محاسبه نیست.

پروردگارا! تو را به حقیقت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها قسم می‌دهیم که دل‌های ما را به نور ایمان روشن بفرما! ما را از فتنه‌های آخرالزمان مصون بدار.

 پی نوشت ها:
۱٫      سوره مبارکه نساء، آیه ۱۱۶٫
۲٫      فیض‌الاسلام، نهج البلاغه، فیض‌الاسلام، تهران، ۱۳۷۰، ص ۴۷۴٫
۳٫      سایت شهید آوینی.
۴٫      الاحتجاج، ج ۱، ص ۹۹؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۳٫
۵٫      سوره مبارکه حجرات، آیه ۱۴٫
۶٫      سوره مبارکه عنکبوت، آیه ۶۱، سوره مبارکه لقمان، آیه ۲۵، سوره مبارکه زمر، آیه ۳۸ و سوره مبارکه زخرف، آیات ۹ و ۸۷٫
۷٫      سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۱۸٫
۸٫      سوره مبارکه نور، آیه ۴۰٫
۹٫      سوره مبارکه نحل، آیه ۹۶٫
۱۰٫  سوره مبارکه عنکبوت، آیه ۷٫
۱۱٫  سوره مبارکه بقره، ۲۶۱٫
۱۲٫  سوره مبارکه احقاف، ۲۰٫

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیه الله مصباح یزدی.

تبیان

 

گفت وگو با معبود در سحرگاه رمضان

مجموعه: آرامش سبز

درد و دل با خدا,راز و نیاز با خدا

 

پروردگارا! در این سحرگاه مبارک رمضان، تو را می خوانم و از تو بهترین ها را طلب می کنم؛ از هرآنچه نزد توست، زیباترین ها و ارزشمندترین ها و محبوب ترین ها را می طلبم. نافذترین مشیت و شریف ترین آبرو و استوارترین شأن را از تو می خواهم. درخشان ترین نورت و وسیع ترین رحمتت و بالاترین درجه عزتت را به من عطا کن.

خدایا! هرآنچه نیکی و سعادت است، نزد توست و من به تمام خوبی های نزد تو مشتاقم و آرزومند. خدایا! بهترین نعمت هایت و بهترین منزلت ها را از نزد خود به من عطا کن، اگرچه تمام آنچه نزد توست، بهترین است. خدایا! در نزد خود، جایگاهی در بهشت برایم فراهم کن.

«اَلّلهُمَّ اِنِّی اَسْئَلُکَ خُشُوعَ الإیمانَ قَبْلَ خُشُوعُ الذُّلِّ فِی النّارِ».

خدایا! پیش از آنکه کفر و عصیانم مرا در آتش دوزخ ذلیل کند و به خاک بیفکند، مرا به یمن ایمان، لباس خشوع و فروتنی بر تن کن. بار خدایا! اگر تو را آن گونه که سزاوار است، بشناسم، هرگز در من غروری برجای نمی ماند، هرگز سرکشی نمی آغازم و هرگز دچار غفلت و خودخواهی نمی شوم. خدایا! تنها تو شایسته سجده و به خاک افتادن منی. تمام استیصال و عجزم را به درگاه تو می آورم. تنها تویی که هرگاه در پیش رویت به خاک می افتم، بر عزت نفس و مناعت طبعم افزوده می شود. خدایا! هرچه عزت است، در نزد توست. پس چرا برای آبرو و سربلندی خویش دست نیازم را به سوی غیر تو دراز کنم؟

خدایا! پیش از آنکه کفر و عصیانم مرا در آتش دوزخ ذلیل کند و به خاک بیفکند، مرا به یمن ایمان، لباس خشوع و فروتنی بر تن کن

خدایا! مرا بنگر که از بستر خواب دوری گزیده ام تا به فرمان تو، سحرگاهان ماه مبارکت را در عبادت و طاعت بگذرانم. خدایا! روز دیگری از ماه صیام فراروی من است و من روزه ای دیگر را برای رضای تو قصد کرده ام. خدایا! حال مرا بنگر این حال کسی است که از آتش جهنم به تو پناه می برد: «هذا مَقامُ المُسْتَجیِرِ بِکَ مِنَ النّارِ». این حال کسی است که از آتش به سوی تو نجات می جوید و به درگاهت استغاثه می کند. حال کسی است که از آتش جدایی و عذاب و فراق و گناه، به آغوش امن تو می گریزد، آن که گناه خویش را پشت سر گذاشته و به دامان مهر تو، عذرخواه پناه آورده است، آن کس که به جرم و خطای خویش معترف است و پشیمان، به لطف تو امیدها دارد. این حال من درمانده است… منِ ترسان و بی پناه… من غمزده مبتلا… غریبی که در اندوه خویش، عن قریب غرق خواهد شد و از فراق محبوبش هراسان است.

خدایا! مرا در آتش نسوزان؛ چرا که تو را عبادت کرده ام و به تو ایمان آورده ام. مرا در آتش نسوزان؛ آتش جدایی و فراق… آتش یأس و نومیدی… آتش ناکامی… آتش گناه… آتش به یاد تو نبودن… در آغوش مهر تو نبودن… آتش بی صبری و تاشکیبایی… بی ایمانی و بی یقینی… آتش مقبول تو نبودن… .

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذیِ اَدْعُوه وَ لا اَدْعُوا غَیْرَهُ»

خداوندا! تو را سپاس که راه و رسم سخن گفتن با تو را از خودت آموخته ام. تو را سپاس که به سوی شناختنت مرا رهنمون شدی. تو را می شناسم که هرگز از درگاه تو به هیچ کجا رو نمی کنم. تو را سپاس که تنها تو شایسته درخواست کردن و مسئلت کردنی؛ چرا که اگر به سوی هرکه جز تو رو کنم، امیدم را ناامید می کند.

«اَرْزُقْنِی الیَقیِنَ وَ حُسْنَ الظَّنَّ بِکَ»

خدایا! یاری ام کن که به تو و لطف بی کرانت یقین داشته باشم. خدایا! به تو جز گمان نیک روا نیست. پس نیک ترین گمان ها را نسبت به رحمتت در دلم قرار بده. یاری ام کن که همواره به یاری تو و به پیروزی اجابتِ از جانب تو امیدوار باشم و مرا در راه امید به لطفت، ثابت قدم بدار. خدایا! مبادا از درگاه تو نومید شوم. مبادا به هنگام تأخیر در استجابت دعایم، ناسپاسی و ناشکیبایی بر من چیره شود، حال آنکه چه بسا تأخیر نعمت های تو را بی لیاقتی و بی صبری من مسبّب است.

خدایا! یاری ام کن تا در این روزها و شب های مقدس، راه ورسم عبادت و بندگی تو را به نیکوترین وجه بیاموزم. خدایا! روزه مرا بپذیر و به یمن این ماه مبارک، از سر تقصیراتم بگذر و دعایم را مستجاب کن. خدایا! روزه ام را سپری پیش روی آتش دوزخ قرار بده.

جانم به فدای محبوب و معشوقی که اندوه تمام دل ها را می داند و مرهم می گذارد. هستی ام به فدای خالقی که هرگز عذاب های گوناگونش را بر بندگان روا نمی دارد. پاک و منزهی تو خدایا که به تمام اسرار عالم واقفی

خدایا! آن دشواری هایی را که برایم طاقت فرساست، آسان کن که چنین تبدیل و تغییری، برای تو سهل است. آن اندوه ها و غم هایی را که دوست نمی دارم، برایم به شادی و فرح بدل نما و عشق و شیدایی خودت را در دلم سرازیر کن. خدایا! آنچه را دوست نمی دارم، در سرنوشتم رقم نزن و آنچه را مشتاقم، از من دریغ نکن.

«سُبْحانَ الرَّبِّ الْوَدُود… سُبْحانَ الْفَرْدِ الْوِتْر»

جانم به فدای خداوندی که مهرش بی انتهاست.

جانم به فدای معبودی که بی نظیر و بی شبیه است.

جانم به فدای محبوب و معشوقی که اندوه تمام دل ها را می داند و مرهم می گذارد.

هستی ام به فدای خالقی که هرگز عذاب های گوناگونش را بر بندگان روا نمی دارد.

پاک و منزهی تو خدایا که به تمام اسرار عالم واقفی.

مهربان و عادلی تو که هرگز بر زیردستانت ظلم نمی کنی.

اگرچه قدرتمند و فرمانروایی، اما بخشنده هستی.

اگرچه بر تمام عالم سلطه داری، اما دلسوز و شفیقی.

اگرچه همه چیز در ید قدرت توست، اما هرگز سخت نخواهی گرفت.

خدایا! پاک و منزهی به قدر سنگینی تمام آسمان ها و به قدر فراگیری حساب و کتاب قدرتت. پس تو را باید ستود در هر نفس و هر پلک زدنی و در هر اشاره و هر نگاه و هر لحظه ای.

منبع :hawzah.net
tebyan.net

رابطه تنگاتنگ بین نزول باران و معنویت

مجموعه: متفرقه دینی

باران,نزول باران,

باران که می‌بارد، زمین گویی روح تازه‌ای به خود می‌گیرد. درختان حیات تازه از سر می‌گیرند و جانوران به تبع آن شور و نشاط دیگری می‌گیرند.

باران نویدبخش زندگی دوباره‌ای است برای زمینی که در پی بی‌آبی مرده است … خشک و لم یزرع و باران است که دوباره به آن حیات می‌بخشد … باران، نویدبخش زندگی، رحمت واسعه الهی ….
 
باران، رحمت الهی …
باران، رحمت الهی است. خداوند با فرو فرستادن این عامل حیات، سرسبزی و شادابی و نشاط را برای همگان رقم زده است.

قرآن باران را آب پاکیزه، آب پربرکت و رزق الهی دانسته و رابطه تنگاتنگی بین نزول آن و معنویت برقرار ساخته است.

قرآن از باران در آیات خود این‌گونه یاد می‌کند:

وسیله طهارت: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا»؛ «و از آسمان آبى پاك فرود آوردیم».(۱)

آب پربرکت: «وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا»؛ «و از آسمان آبى پر بركت فرود آوردیم».(۲)

گسترش رحمت خداوندی: «وَهُوَ الَّذِی ینَزِّلُ الْغَیثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَینشُرُ رَحْمَتَهُ»؛ «و اوست كسى كه باران را پس از آنكه [مردم] نومید شدند فرود مى‏آورد و رحمت‏خویش را مى‏گسترد».(۳)

رزق الهی: «وَینَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا»؛ «و براى شما از آسمان روزى مى‏فرستد».(۴)

سبب خوشحالی: «اللَّهُ الَّذِی یرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیبْسُطُهُ فِی السَّمَاء كَیفَ یشَاءُ وَیجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن یشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُون»؛ «خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى برمى ‏انگیزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند . پس مى‏بینى باران از لابلاى آن بیرون مى‏آید و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانید به ناگاه آنان شادمانى مى‏كنند».(۵)

مایه ثبات قدم و دلگرمی رزمندگان خدا: «إِذْ یغَشِّیكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَینَزِّلُ عَلَیكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّیطَهِّرَكُم بِهِ وَیذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّیطَانِ وَلِیرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَیثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ»؛ [به یاد آورید] هنگامى را كه [خدا] خواب سبك آرامش‏بخشى كه از جانب او بود بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرو ریزانید تا شما را با آن پاك گرداند و وسوسه شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را محكم سازد و گام‌هایتان را بدان استوار دارد».(۶)

معنویت و باران: «وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَینَاهُم مَّاء غَدَقًا»؛ «و اگر [مردم] در راه درست پایدارى ورزند قطعاً آب گوارایى به ایشان نوشانیم».(۷)

مفسران معتقدند: اینکه خداوند فرموده است: روزی شما در آسمان است؛ یعنی خداوند روزی شما را از آسمان فرو خواهد فرستاد؛ بدین گونه که باران را فرو می‌فرستد و زمین به یمن آن، انواع خوراکی‌ها و پوشیدنی‌ها و اشیای مفید را برای شما می‌رویاند.(۸)

وصف «طهور» بیانگر پاکی و پاک‌کننده‌ای باران است. در این باره نیز نظر مفسران چنین است: طهور یعنی پاکیزه است و پاکیزه‌کننده؛ هم آلودگی‌های ظاهری را می‌زداید و هم نجاسات معنوی را از بین می‌برد.(۹)

در جنگ بدر مشرکان قبل از مسلمانان بر سر آب فرود آمدند و مسلمانان بر منطقه‌ای خشک و شن‌زار. بدین سان بر اثر نداشتن آب هم تشنه شدند و هم نتوانستند بدن خود را از آلودگی‌ها پاک سازند. شیطان به وسوسه پرداخت که شما باید با همین حالت آلودگی نماز بخوانید و پاهای شما در ریگ فرو رود؛ پس خداوند باران را بر آنان نازل کرد. مسلمانان در این آب زلال تن شستند و جان را جلا بخشیدند.(۱۰)

در سخنی از امام علی(علیه السلام) پاکیزگی باران، مفهومی گسترده‌تر دارد: «از آب آسمان بنوشید که پاک‌کننده بدن است و زداینده بیماری‌ها».(۱۱)

نزول باران به اندازه
قرآن درباره نزول به اندازه باران می‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ»؛ «و از آسمان آبى به اندازه [معین] فرود آوردیم و آن را در زمین جاى دادیم».(۱۲)

در تفسیر این آیه شریفه نوشته‌اند: باران به اندازه‌ای که نیاز است، نازل می‌شود؛ نه زیادتر و نه کمتر؛ نه بدان سان زیاد که فساد آورد و نه آن‌گونه اندک که هلاکت را سبب شود؛ بلکه به گونه‌ای که حکمت و صلحت آن را اقتضا دارد.(۱۳)

برخی دیگر از مفسران نیز می‌گویند: باران به اندازه نازل می‌شود؛ اندازه‌ای که از ضرر محفوظ بماند و از آن بهره برند یا به مقداری که ما از نیازها و مصالح مردم می‌دانیم باران را نازل می‌کنیم.(۱۴)
 
احیای زمین
زمین خشکیده و تهی از گیاه مانند موجودی بی‌روح است که نه حیاطی دارد و نه نشاطی. زمین با بارش باران می‌شکفد و حیات و حرکت دوباره به زمین باز می‌گردد و زمین پرتحرک می‌شود.

قرآن از این پرتحرک شدن زمین این‌گونه یاد می‌کند:

زنده شدن دوباره سرزمین‌ها: «وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیتًا»؛ «و آن كس كه آبى به اندازه از آسمان فرود آورد پس به وسیله آن سرزمینى مرده را زنده گردانیدیم».(۱۵)

جنبش و رشد زمین: «وَمِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَى»؛ «و از [دیگر] نشانه‏هاى او این است كه تو زمین را فسرده مى‏بینى و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بر دمد. آرى همان كسى كه آن را زندگى بخشید قطعا زنده‏كننده مردگان است».(۱۶)

احیای زمین، نشانه خداوند و مایه عبرت: «وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیاحِ آیاتٌ لِّقَوْمٍ یعْقِلُونَ»؛ «و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به [وسیله] آن زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است و [همچنین در] گردش بادها [به هر سو] براى مردمى كه مى‏اندیشند نشانه‏هایى است».(۱۷)

شکافتن زمین: «أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا»؛ «كه ما آب را به صورت بارشى فرو ریختیم آنگاه زمین را با شكافتنى [لازم] شكافتیم».(۱۸)

بارش باران، زمین را به حیات و حرکت و شور وا می‌دارد. زمینی که در حالت خشکی و گورستانی بود، پر نشاط و تحرک می‌شود. باران به آن حیات می‌بخشد. مفسران این حیات و تحرک زندگی را اینگونه تفسیر کرده‌اند:

«مقصود از احیای زمین مرده این است که با نزول باران سرزمین خشک دارای گیاه و درخت و میوه و مزارع می‌شود».(۱۹)

«زمینی که گیاه در آن نروید، گویا مرده است و مراد از احیای آن، آباد ساختن آن است و گفته شده که مراد از احیای زمین، احیای اهل زمین است؛ زیرا با فراهم آمدن غذا، اهل زمین زنده می‌مانند».(۲۰)

«مراد از زنده شدن زمین همان رویش گیاه پس از زمستان است».(۲۱)

«نسبت احیا به زمین گرچه مجازی است، لکن نسبت آن به گیاه حقیقی است؛ چرا که گیاهان دارای تغذیه و رشد و تولید مثل‌اند که همگی از اصل حیات نشأت می‌گیرد».(۲۲)

درباره جنبش زمین پس از باران نیز که در آیات به آن اشاره شده است، می‌گویند:

«زمین خشک وقتی که باران بر آن ببارد، برای رویش گیاه فعال می‌شود و خود قبل از رویش گیاه بالا می‌آید».(۲۳)

«اهتزاز به معنای حرکت کردن به شدت است و زیاد شدن به معنی بالا آمدن و نشو و نما کردن. منظور از “اهتزاز” و “ربوه” زمین به حرکت درآمدن آن به وسیله گیاهانی است که از آن سر در می‌آورند».(۲۴)

«زمین در رویش گیاه همانند رحم حیوانات است که پس از طی مراحل، جنین رشد می‌کند و کامل می‌شود».(۲۵)

«اهتزاز و رشد زمین، تحرک آن با نباتات و بالا آمدن زمین به وسیله گیاهان است».(۲۶)

پی‌نوشت ها:
۱٫ فرقان: ۴۸٫
۲٫ ق: ۹٫
۳٫ شوری: ۲۸٫
۴٫ مۆمن: ۱۳٫
۵٫ روم: ۴۸٫
۶٫ انفال: ۱۱٫
۷٫ جن: ۱۶٫
۸٫ طبرسی، مجمع‌البیان، ج ۵، ص ۱۵۶٫
۹٫ همان، ج۴، ص ۱۷۳٫
۱۰٫ همان، ج۲، ص ۵۲۶٫
۱۱٫ مۆمنون: ۱۸٫
۱۳٫ مجمع‌البیان، ج۴، ص ۱۰۱٫
۱۴٫ زمخشری، الکشاف، ج۳، ص ۱۷۹٫
۱۵٫ زخرف: ۱۱٫
۱۶٫ فصلت: ۳۹٫
۱۷٫ جاثیه: ۵٫
۱۸٫ عبس: ۲۶ ـ ۲۵٫
۱۹٫ مجمع‌البیان، ج۵، ص ۴۱٫
۲۰٫ همان، ج۱، ص ۲۴۶٫
۲۱٫ طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص ۳۰۷٫
۲۲٫ همان، ج۱۷، ص ۱۹٫
۲۳٫ مجمع‌البیان، ج۵، ص ۱۵٫
۲۴٫ المیزان، ج۱۷، ص ۳۹۴٫
۲۵٫ همان، ج۱۴، ص ۳۴۶٫
۲۶٫ الکشاف، ج۳، ص ۱۴۵٫

منبع:tebyan.net

خصلتی که از شیطان گرفته ایم!

مجموعه: متفرقه دینی

غرور انسان,تکبر انسان,انسان متکبر

انسانها ،مغرور شدن به خود را  از شیطان به ارث برده اند

 

داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات ۷۵-۷۶) و تا به امروز ادامه دارد ….

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ….

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم …

در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم … با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم …

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد … چرا فلانی جلو پای من بلند نشد … من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله …

گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم … از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه ۸) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.

این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان …

این من بودم که تو را آدم کردم … من بودم که کار برایت درست کردم … من بودم که تو را رشد دادم … من بودم که به جایی رساندمت …

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام … من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ….

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن …

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه ۴۹) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم!

سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟!…. در اعماق زمین سرنگون شد.

یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)
این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم …

و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش …

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم … اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از این غرور و منیّت ها است …

منبع:tebyan.net

لطایف ماه رجب

مجموعه: متفرقه دینی

 

لطایف ماه رجب

 

لطایف ماه رجب

در امالی شیخ صدوق (ره):

روایات این کتاب به موضوعات گوناگونی پرداخته اند که یکی از آن موضوعات، ماه رجب و اعمال مستحب در آن به خصوص روزه است. در این نوشتار برآنیم تا نگاهی به روایات مربوط به ماه رجب در این کتاب ارزشمند بیندازیم و سعی کنیم ماه رجب را از منظر پیشوایان معصوم علیهم السلام ببینیم و با رهنمودهای آنها از این ماه پر برکت بهره مند شویم.

 


توضیحی در مورد امالی و کتاب شیخ صدوق(ره)


از اواخر قرن سوم هجری روشی جدید برای انتقال علوم و معارف در میان دانشمندان اسلامى ظهور كرد كه آن را فن «امالى» نامیدند. امالى جمع املاء است که امروزه آن را دیكته می گویند. روش کار در املاء به این صورت بوده است که یكى از اساتید و دانشمندان بزرگ در انجمنى سخنرانى می كرد و دیگران که نوعا شاگردان او بودند سخنان او را نوشته و به صورت کتابی جمع آورى می كردند که به این کتابها امالى گفته می شود.

 

یکی از این کتابها، امالى عالم بزرگ شیعه، مرحوم صدوق است. این حدیثدان و روایت شناس نامدار اسلامی كه در قرن چهارم هجری می زیسته است در جلسه‏هاى متعددى متن احادیث را همرا با سلسله سند از حفظ و به شکل سخنرانی برای دیگران املاء(دیکته) می كرده و شاگردان هم به ثبت و ضبط آنها می پرداختند. حاصل آن جلسات پربار علمی، کتابی شد که به امالی شیخ صدوق(ره) نام گرفت.

 

روایات این کتاب به موضوعات گوناگونی پرداخته اند که یکی از آن موضوعات، ماه رجب و اعمال مستحب در آن به خصوص روزه است. در این نوشتار برآنیم تا نگاهی به روایات مربوط به ماه رجب در این کتاب ارزشمند بیندازیم و سعی کنیم ماه رجب را از منظر پیشوایان معصوم علیهم السلام ببینیم و با رهنمودهای آنها از این ماه پر برکت بهره مند شویم.

 


روایت اول

امام باقر علیه السلام فرمود: هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد خواه از ابتدا، خواه از وسط و خواه از پایان این ماه، خداوند بهشت را بر او واجب می گرداند(۱) و خداوند در روز قیامت او را در رتبه ما و در کنار ما قرار می دهد و هر کس دو روز از این ماه را روزه بگیرد به او گفته می شود اعمالت را از نو شروع کن(۲) زیرا تمام گناهان گذشته تو آمرزیده شد و هر کس سه روز از ماه رجب را روزه بگیرد به او گفته می شود گناهان گذشته و آینده تو بخشیده شد(۳) و تو اجازه داری دوستان و آشنایان گنهکار خود را شفاعت کنی و هر کس هفت روز از این ماه را روزه بگیرد هفت در از درهای جهنم(۴) بر روی او بسته می شود و هر کس که هشت روز آن را روزه بگیرد هشت در بهشت به رویش باز می شود و به او گفته می شود: از هر دری که دوست داری وارد شو.[۱]

 


أَوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّةَ: این وجوب به معنای لزوم مقتضی است. این فراز که روایات فراوان دیگری به چشم می خورد معنایش این است که اگر کسی این کار را انجام داد و مانع جدی[۲] هم در راه ورودش به بهشت وجود نداشت او حتما وارد بهشت خواهد شد

 

شرح چند فراز این روایت:


۱- أَوْجَبَ اللهُ لَهُ الْجَنَّةَ: این وجوب به معنای لزوم مقتضی است. این فراز که روایات فراوان دیگری به چشم می خورد معنایش این است که اگر کسی این کار را انجام داد و مانع جدی[۲] هم در راه ورودش به بهشت وجود نداشت او حتما وارد بهشت خواهد شد.

 

۲- اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ: عمل را از سر بگیر هرگز به معنای بطلان عبادات و اعمال صالحی که در کارنامه فرد ثبت و ضبط است نمی باشد؛ بلکه به معنای چشم پوشی از اشتباهات گذشته و دادن مهلتی دوباره به فرد است تا در مسیر بندگی دوباره گام بردارد.

 

۳- قَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى وَ مَا بَقِیَ: بخشش گناهان گذشته نیاز به توضیح ندارد بر خلاف بخشش گناهان آینده که قدری سوال برانگیز است و این شبهه را به ذهن القاء می کند که خدا با این بشارت خیال فرد را از گناهان آینده راحت کرده و غیر مستقیم به او چراغ سبزی نسبت به انجام آنها نشان داده است.

 

اما این تصور با بسیاری از مسلمات قرآنی و روایی ناسازگار است. معنای بخشش پیشاپیش این است که اگر فرد این عبادت را به درستی انجام داد این زمینه برای او فراهم می آید تا خدا از لغزشهای آینده او که حق الناس نیست و ریشه در عناد او با دین و دینداری ندارد در گذرد.

 

این مورد هم مانند فراز اول، در حد زمینه و اقتضاء است و زمانی به وقوع می پیوندد و حتمی می شود که مانعی در راه وقوعش وجود نداشته باشد.

 

۴- أُغْلِقَتْ‏ عَنْهُ أَبْوَابُ النِّیرَانِ السَّبْعَةُ: بنا بر گزارش قرآن کریم جهنم هفت در دارد؛ «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ.»(۴۴/حجر) بر این اساس معنای بسته شدن درهای هفتگانه این می شود که به روی چنین شخصی تمام درهای جهنم بسته می شود.

 

نکته: این درها بسته می شوند تا زمانی که این شخص با سوء رفتار خود بار دیگر یک یا چند در از درهای جهنم را به روی خود باز کند.

 


روایت دوم

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس یک روز از ماه رجب را با ایمان و با قصد قربت، روزه بگیرد؛ خداوند متعال، بین او و جهنم هفتاد خندق را به عنوان مانع قرار می دهد تا او از جهنم در امان باشد؛ پهنای هر خندق هم به انداره فاصله آسمان تا زمین است.[۳]


روایت سوم

علی پسر سالم از پدرش نقل می کند که در روزهای پایانی ماه رجب به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. حضرت نگاهی به من کردند و فرمودند: سالم! چیزی هم از این ماه روزه گرفته ای؟ پاسخ دادم: نه. حضرت به من فرمودند: ثوابی از تو فوت شده است که ارزشش را جز خدا کسی نمی داند. بعد فرمودند: این ماه را خداوند بر دیگر ماهها برتری داده و قدرش را بزرگ دانسته و کَرمش را بر روزه داران این ماه ضروری کرده است.

 

سالم می گوید پرسیدم: اگر در باقیمانده این ماه روزه بگیرم به بخشی از ثواب روزه داران این ماه دست پیدا می کنم؟

 

امام فرمود علیه السلام فرمودند: هر کس آخرین روز را روزه بگیرد از سختی جان دادن و ترس آغاز سفر قیامت و نیز از عذاب قبر در امان خواهد بود و هر کس دو روز پایانی این ماه را روزه بدارد اجازه نامه عبور از صراط به او داده می شود و هر کس سه روز پایانی این ماه را روزه بدارد از ترسها و سختی های روز قیامت در امان خواهد بود و به او نامه دوری از جهنم داده می شود.[۴]

 

توضیح: همانطور که گذشت این عنایتهای الهی همه در حد زمینه اند که اگر مانعی در راه تحقق آنها پیدا نشود، عملی خواهند شد

 

روایت چهارم

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد؛ گناهان گذشته او بخشیده می شود و هر کس سه روز از اول، سه روز از وسط و سه روز از پایان ماه رجب را روزه بگیرد گناه گذشته و آینده او بخشیده می شود(که توضیح این مطلب قبلا گذشت) و هر کس یک شب از شبهای این ماه را زنده نگه دارد، خداوند او را از جهنم آزاد کرده و شفاعت او را درباره هفتاد هزار گنهکار خواهد پذیرفت. کسی که در این ماه با قصد تقرب به خداوند متعال، صدقه ای دهد، در قیامت خداوند او را به پاداشی تکریم خواهد کرد که تا آن لحظه نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به ذهن کسی خطور کرده است.[۵]

روایت پنجم

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس روز بیست و هفتم رجب را روزه بگیرد خداوند متعال پاداش هفتاد سال روزه را برای او منظور می کند.[۶]

 

امید است ما هم بتوانیم از برکات گسترده این ماه بهره مند شویم.

 

پی نوشت ها:

(۱) مجلس دوم حدیث اول

(۲) برخی گناهان مانند قتل عمد و به ناحق مظلومی و یا عدم رسیدگی به حال نیازمندان مانع محقق شدن آن وعده الهی می شوند. ر.ک به تفسیر القرآن الكریم (الثمالی)، ص ۳۵۶، حدیث ۳۶۶

(۳) مجلس سوم حدیث اول

(۴) مجلس چهارم حدیث هفتم

(۵) مجلس هشتاد و یک حدیث اول

(۶) مجلس هشتاد و ششم حدیث هفتم

X بستن تبلیغات
آموزش مجازی