جستجو

برخی تفاوت های برزخ و قیامت

مجموعه: متفرقه دینی

تفاوت های برزخ و قیامت,برزخ و قیامت

شفاعت اهل بیت علیهم السلام در عالم برزخ شامل حال افراد گنهكار و گرفتار نمی شود و شفاعت ایشان مختص به روز قیامت است.

مطابق آنچه از نصوص قرآن کریم و اخبار و روایات متواتر و غیر قابل انکاری که از رسول اکرم و ائمه اطهار رسیده است استفاده می شود، هیچ کس بلافاصله پس از مرگ وارد عالم قیامت کبری نمی شود، زیرا قیامت کبری مقارن است با یک سلسله انقلاب ها و دگرگونی های کلی در همه موجودات زمینی و آسمانی که ما سراغ داریم یعنی کوه ها، دریاها، ماه، خورشید، ستارگان و کهکشان ها. هنگام قیامت کبری هیچ چیزی در وضع موجود باقی نمی ماند. به علاوه در قیامت کبری اولین و آخرین جمع می شوند، و ما می بینیم که هنوز نظام جهان برقرار است و شاید میلیون ها و بلکه میلیاردها سال دیگر نیز برقرار باشد و میلیاردها میلیارد انسان دیگر بعد از این بیایند.

از نظر قرآن کریم انسان پس از مرگ دو عالم را طی می کند: عالمی که مانند عالم دنیا پایان می پذیرد و “عالم برزخ” نامیده می شود، دیگر عالم قیامت کبری که به هیچ وجه پایان نمی پذیرد. قرآن کریم از زندگی پس از مرگ تا قیامت کبری با کلمه “برزخ” تعبیر کرده است. در سوره مۆمنون آیات ۹۹ و ۱۰۰ می فرماید: «حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون * لعلی اعمل صالحا فیما ترکت، کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون؛ تا آنگاه که یکی از آنها را مرگ فرا می رسد می گوید: پروردگارا! مرا باز گردان، باشد کار شایسته ای در زمینه هایی که نکرده ام انجام دهم. ابدا، این صرفا سخنی است که او گوینده آن است و از جلوی آنها از حین مرگ تا روزی که مبعوث شوند برزخ و فاصله ای است».

این آیه تنها آیه ای است که فاصله میان مرگ و قیامت را  “برزخ” خوانده است. در این آیه از ادامه حیات بعد از مرگ، همین قدر سخن آمده است که انسان هایی پس از مرگ اظهار پشیمانی می کنند و درخواست بازگرداندن به دنیا می نمایند و به آنها پاسخ منفی داده می شود. این آیه کاملا صراحت دارد که انسان پس از مرگ دارای نوعی حیات است که تقاضای بازگشت(رجوع) می کند ولی تقاضایش پذیرفته نمی شود. آیاتی که دلالت می کند که انسان در فاصله مرگ و قیامت از نوعی حیات برخوردار است و در آن حال شدیدا احساس می کند، گفت و شنود دارد، لذت و رنج و سرور و اندوه دارد و بالاخره از نوعی زندگانی سعادت آمیز (یا شقاوت آلود) برخوردار است، زیاد است. مجموعا در حدود ۱۵ آیه است که در قرآن کریم به نحوی از انحاء یک جریان حیاتی را یاد کرده است که می رساند در فاصله بین مرگ و قیامت از یک حیات کامل برخوردار است.

لذا با توجه به آیات قرآن غیر از دنیای قیامت که در آن به حساب کلی افراد رسیدگی می شود، دنیای دیگری در بین این دنیا و دنیای قیامت وجود دارد که آن را اصطلاحا می گویند عالم برزخ. برزخ یعنی حائل و واسطه. عالم برزخ یعنی عالمی که در بین عالم دنیا و عالم آخرت قرار گرفته. و به همین جهت در عالم برزخ هم با اینکه هنوز حساب کلی افراد رسیدگی نشده است و در قیامت باید رسیدگی بشود، افراد مختلفند، بعضی متنعمند و بعضی معذب. این است که فرموده اند: «القبر اما روضه من ریاض الجنه، او حفره من حفر النیران؛ عالم قبر برای انسان یا به منزله باغی است از باغ های بهشت و یا به منزله گودالی است از گودال های جهنم.

اهل سعادت، از همان توفی و مردن، سعادتشان شروع می شود، و اهل عذاب، از همان مردن، عذاب برزخیشان آغاز می گردد. این آیه بر همین مطلب دلالت می کند. قرآن نمی گوید که قبل از قیامت، مردم، چه سعید و چه شقی همین طور منتظر نگهداشته می شوند برای محاکمه نهایی و تا آن وقت همه در یک حالت انتظار به سر می برند و به همین جهت می فرماید اگر ببینی آن زمان را که فرشتگان می آیند اخذ می کنند، توفی می کنند، تحویل می گیرند به تمام و کمال کافران را و فقط بدنشان می ماند که بعد می پوسد، و اینها را معذب می دارند (عذاب عالم برزخ) این بدن دیگر در کار نیست ولی با این حال عذابش هست. «یضربون وجوههم و ادبارهم؛ در حالی که بر صورت ها و پشت هایشان می کوبند؟» (سوره محمد،۲۷). از پیش رو و پشت سر، اینها را می زنند و به آنها می گویند عذاب سوزان را بچشید.

قیامت کبری بر خلاف عالم برزخ که مربوط به فرد است و هر فردی بلافاصله وارد عالم برزخ می گردد، مربوط است به جمع، یعنی به همه افراد و همه عالم، حادثه ای است که همه اشیاء و همه انسان ها را در بر می گیرد و واقعه ای است که برای کل جهان رخ می دهد، کل جهان وارد مرحله جدید و حیات جدید و نظام جدید می گردد.

 

قرآن کریم ظهور این حادثه بزرگ را مقارن با خاموش شدن ستارگان، بی فروغ شدن خورشید، خشک شدن دریاها، هموار شدن ناهمواری ها، متلاشی شدن کوه ها و پیدایش لرزش ها و غرش های عالمگیر و دگرگونی ها و انقلابات عظیم و بی مانند بیان کرده است. مطابق آنچه از قرآن کریم استفاده می شود تمامی عالم به سوی انهدام و خرابی می رود و همه چیز نابود می شود و بار دیگر جهان نوسازی می شود و تولیدی دیگر می یابد و با قوانین و نظامات دیگر که با قوانین و نظامات فعلی جهان تفاوت های اساسی دارد، ادامه می یابد و برای همیشه باقی می ماند.

نفی شفاعت در عالم برزخ
از بسیاری از روایات ائمه ی معصومین این نكته روشن می شود كه شفاعت ایشان در عالم برزخ شامل حال افراد گنهكار و گرفتار نمی شود و شفاعت ایشان مختص به روز قیامت است.

امام صادق در این باره می فرمایند: «شیعیان ما، با شفاعت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیه السّلام ـ در قیامت همگی بهشتی اند اما سوگند به خدا از وضع و حالتان در برزخ خوف دارم (الكافی، ج۳، ص ۲۴۲) – زیرا در برزخ شفاعت نیست – باید توجه داشت كه برخی از روایات و یا مكاشفات بزرگان درباره تصرفات ائمه در حالات برزخی برخی گرفتاران از باب شفاعت مصطلح نبوده بلكه از باب تصرف به ولایة تكوینی است كه در چارچوب شفاعت قرار ندارد.

 تفاوت نعمت ها و عذاب های برزخی و اخروی
همان گونه كه می دانیم حقائق در عالم برزخ به نحوی بسیار ضعیف تر از عالم قیامت رخ می نمایانند. همچنین نعمت ها و عذاب های برزخی بسیار ضعیف تر از نعمت ها و عذاب های روز قیامتند از این روست كه خداوند متعال درباره ی عذاب برزخی قوم فرعون مشاهده ی آتش را بیان فرموده ولی عذاب روز قیامتشان را دخول و ورود در آتش ذكر كرده است؛ (غافر ۴۶) كه به مراتب جانگدازتر است.

============================
منابع:
سایت اندیشه قم
کتابخانه طهور

بیان نحوست ماه صفر و راه رفع آن

مجموعه: متفرقه دینی

ماه صفر,اعما ماه صفر,فضیلت ماه صفر,اعمال مستحبی ماه صفر

در مورد ماه صفر آمده است؛ آگاه باش كه اين ماه معروف به نحوست و بد يمنى است و براى رفع نحوست و بد يمنى چيزى بهتر از صدقه دادن و خواندن دعاها و استعاذات‏ وارده نيست.

 در مورد این ماه آمده است؛ آگاه باش كه اين ماه معروف به نحوست و بد يمنى است و براى رفع نحوست و بد يمنى چيزى بهتر از صدقه دادن و خواندن دعاها و استعاذات‏ وارده نيست و اگر كسى بخواهد از بلاهاى نازله اين ماه محفوظ بماند، چنان‏كه محدث فيض و غير او فرموده‏ اند، هر روز ۱۰ مرتبه بخواند:

 

يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ:

 

اى سخت نيرو و سخت كيفر،اى عزيز،اى عزيز،اى عزيز، همه آفريدگانت در برابر عظمت خوار گشته،مرا از شهر آفريدگانت كفايت كن، اى نيكوكار، اى زيباكار، اى نعمت‏ بخش، اى افزون‏ كن، اى كه معبودى جز تو نيست، منزهى تو، من از ستمكارانم، پس دعايش را مستجاب كرديم و او را [اشاره به رهايى حضرت يونس از دل ماهى] از اندوه نجات داديم و اينچنين مؤمنان را نجات مى‏ دهيم. درود خدا بر محمد و خاندان پاك و پاكيزه‏ اش.

سيد ابن طاووس براى هلال اين ماه دعايى روايت كرده است:

روز اوّل: در سال سى‏ و هفتم جنگ صفين در گرفت و در اين روز در سال شصت‏ ويكم به قولى سر مبارك حضرت‏ سيدالشهدا(عليه السلام) را وارد دمشق كردند و بنى اميه آن روز را عيد قرار دادند و آن روزى است كه در آن غصه‏ ها تازه مى‏ شود.

كانت مآتم بالعراق تعدها        أموية بالشام من أعيادها
در عراق ماتمهايى بود كه آن را بحساب آوردند       بنى اميه در شام از عيدهاى خود

و در اين روز و به قولى در روز سوم، در سال صدوبيست‏ و يك زيد بن على شهيد شد.

روز سوم: سيد ابن طاووس از كتابهاى اصحاب ما اماميه نقل كرده است كه در اين روز خواندن دو ركعت نماز مستحب است كه‏ در ركعت اول سوره‏ هاى حمد و انا فتحنا و در ركعت دوم سوره‏ هاى حمد و توحيد خوانده و پس از سلام صد مرتبه صلوات و صد مرتبه اللّهمّ العن ال ابى سفيان و صد مرتبه استغفار بگويد، آنگاه حاجت خود را بخواهد.

 

روز هفتم: به قول شهيد و كفعمى و ديگران و از طرفى به قول شيخ كلينى و شيخ طوسى:در روز بيست‏ وهشتم در سال پنجاهم شهادت حضرت مجتبى عليه السّلام‏ واقع شد.[و در اين روز در سال ۱۲۸ ولادت حضرت موسى بن جعفر(ع) در «ابوا» (منزلى بين مكه و مدينه) اتفاق افتاد.

روز بيستم: روز اربعين و به قول شيخ مفيد و شيخ طوسى روز بازگشت خانواده حضرت حسين(عليه السلام) از شام به مدينه و روز ورود جابر بن عبد الله انصارى به كربلا براى زيارت امام حسين(عليه السلام) است و جابر نخستين زائر آن حضرت پس از شهادت ايشان است و زيارت حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) در اين روز مستحب است.

از حضرت عسگرى(عليه السلام) روايت شده: نشانه‏ هاى مؤمن پنج چيز است: بجا آوردن پنجاه‏ و يك ركعت نمازهاى واجب و نافله در شب‏ و روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست نمودن و در سجده جبين را بر خاك گذاشتن و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم». شيخ در كتاب «تهذيب» و «مصباح»زيارت خاص اين روز را از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده كه در مفاتیح موجود است.

روز بيست‏ وهشتم: سال يازدهم روز وفات حضرت خاتم انبياء(ص) است و روز وفات به اتفاق‏ همه علما روز دوشنبه بوده و هنگام وفات شصت‏ وسه سال داشتند. غسل‏ و حنوطش را اميرالمؤمنين عهده‏ دار بود و پس از غسل و كفن بر بدن مطهرش نماز گذارد، آنگه اصحاب دسته‏ دسته‏ و بدون امام بر آن حضرت نماز خواندند، سپس اميرمؤمنان(ع) آن حضرت را در حجره طاهره، در همان نقطه‏ اى كه از دنيا رفته بود دفن كرد. از انس بن مالك روايت شده زمانى‏ كه از دفن پيامبر فارغ شديم،حضرت فاطمه(س) به سوى من آمد و گفت: چگونه جان‏ و روان شما همراهى كرد بر چهره پيامبر خدا خاك فرو ريزيد، سپس گريست و فرمود:

يَا أَبَتَاهْ أَجَابَ رَبّا دَعَاهُ        يَا أَبَتَاهْ مِن رَبِّهِ مَا أَدْنَاهُ
پدرم، پروردگارت را كه تو را فرا خواند پاسخ دادى       پدرم، چقدر به پروردگارت نزديكى

منبع:mehrnews.com

آیا می دانید ماجرای عطر سیب حرم امام حسین(علیه السلام) چیست؟

مجموعه: متفرقه دینی

امام حسین,حرم امام حسین,شهادت امام حسین,درباره امام حسین

استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(علیه السلام)، ویژگی عجیبی است که چند کتاب معتبر به آن اشاره کرده اند.

«بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا». این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(علیه السلام) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(علیه السلام) می شود عطر سیب استشمام کرد؟

نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:

در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد ۴۳ ، صفحه ۲۸۹ ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد.

 

روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند.

 

پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زوار بخواهد استشمام رایحه‏ ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»

مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد ۳ ، صفحه ۳۹۱ .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.

منبع : mehrnews.com

بانویی که شش هزار ختم قرآن کرد !

مجموعه: متفرقه دینی

حضرت نفیسه خاتون,نفیسه خاتون

حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها به زهد و عبادت و صیام روزها و قیام شب‌ها مشهور روزگار خود بود. او صاحب مال زیاد بود، لذا به درماندگان، مریضان و عموم مردم احسان مى‌کرد.

سى مرتبه به حج مشرف شد که بیشتر آن پیاده بود. در مسجدالحرام در حالى که پرده‌هاى خانه خدا (کعبه) را مى‌گرفت، اشک مى‌ریخت و ناله و فریاد مى‌کرد، و این جملات را مى‌گفت: الهى و سیّدى و مولاى متّعنى و فرّحنى برضاک عنّى…

حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها دختر جناب حسن بن زید بن امام حسن مجتبى علیه‌السلام و عمه حضرت عبدالعظیم حسنى علیه‌السلام، در سنه ۱۴۵ ه.ق. در مکه معظمه متولد شد و در مدینه منوره با زهد و عبادت به سر برد.

ایشان با اسحاق الموتمن، پسر حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام ازدواج کرد و از آن صلب پاک، یک پسر و یک دختر به نام‌هاى قاسم و ‌ام‌کلثوم به دنیا آورد. (شیخ عباس قمی ، منتهی الامال، ج۲، ص ۲۹۹؛ عالمه مجلسی، سفینه البحار، ج۲، ص۶۰۴)

گفته شده است که ایشان با شوهر و فرزندان خود از مدینه به مصر رفته و هفت سال در آن جا به سر برد و در ماه رمضان سنه ۲۰۸ ه.ق، در سن ۶۳ سالگى به سراى قرب الهى شتافت.

با اعلام این خبر از بلاد و نواحى اطراف، مردان و زنان براى تشییع جنازه آن بانوی پرهیزگار به مصر ‌آمدند و دسته دسته بر وى نماز ‌گذاشتند.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى قدس‌سره در (منتهى‌الآمال ، ج۲ ،ص۳۰۰) به نقل از (تاریخ طبرى، ج۵ ،ص۱۷۴) مى‌نویسد: هنگامى که نفیسه خاتون رحلت نمود، اسحاق بن جعفر الصادق علیه‌السلام خواست بدن همسرش را از مصر به مدینه آورد و در بقیع به خاک سپارد. مردم نزد امیر شهر رفتند تا وى اسحاق را از این امر باز دارد، اما اسحاق نپذیرفت.

مصریان اموال بسیارى براى او جمع کردند تا از آن اندیشه برگردد، اسحاق هم‌چنان قبول ننمود. مردم مصر شب را با اندوه و سختى به روز آوردند و چون بامداد رسید، خدمت اسحاق جمع شدند و حال او را دگرگون دیدند.

سبب را از او سؤال کردند، گفت: دیشب رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم را در خواب دیدم که به من فرمودند: «اموال ایشان را رد کن و سیّده نفیسه را نزد ایشان دفن نما، «لانّ الرّحمة تنزل علیهم ببرکاتها ؛ رحمت خدا به برکت وجود خانم بر اهل مصر نازل مى‌شود».

سرانجام سیّده را در مزار «درب السباع» دفن کردند و اسحاق المؤتمن با دو فرزند خود عازم مدینه شد .

شکى نیست که حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها دختر حسن بن زید بن امام حسن علیه‌السلام و عمه حضرت عبدالعظیم حسنى علیه‌السلام است؛ اما عده‌اى از علماى انساب و مورخان، او را دختر زید بن حسن علیه‌السلام دانسته‌اند که على التحقیق اشتباه مى‌باشد .
 
ارادت مصریان به حضرت نفسیه خاتون
مصریان اعتقادى کامل به او دارند و معروف است که دعا در نزد قبر او مستجاب مى‌شود.

شیخ ذبیح‌اللّه محلاتى هم در کتاب «ریاحین الشریعه» مى‌نویسد: سیّده نفیسه بنت حسن بن زید بن الحسن بن على بن ابى طالب علیه‌السلام که در خاک مصر مدفون است، مزارش زیارتگاه خاص و عام مى‌باشد و به طاهره و کریمة‌الدارین مشهور است.

حضرت نفیسه خاتون (سلام الله علیها) از منظر علما
حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها به زهد و عبادت و صیام روزها و قیام شب‌ها مشهور روزگار خود بود. او صاحب مال زیاد بود، لذا به درماندگان، مریضان و عموم مردم احسان مى‌کرد.

سى مرتبه به حج مشرف شد که بیشتر آن پیاده بود. در مسجدالحرام در حالى که پرده‌هاى خانه خدا (کعبه) را مى‌گرفت، اشک مى‌ریخت و ناله و فریاد مى‌کرد، و این جملات را مى‌گفت: الهى و سیّدى و مولاى متّعنى و فرّحنى برضاک عنّى… .(منتهی الامال، ج۲، ص۲۲۹ )

مهارت های زندگی در قرآن
زینب دختر یحیى متوّج درباره عبادت او مى‌گوید: «چهل سال در نزد عمّه‌ام نفیسه خاتون خدمت مى‌کردم و هرگز ندیدم که وى شب‌ها بخوابد و روزها افطار کند. به او گفتم: امّا ترفقین بنفسک؟ قالت: کیف أرفق بنفسى و قدّامى عقبات لا یقطعهاالاّ الفائزون ؛ آیا مراعات حال خود را نمى‌کنى؟! در جواب گفت: چگونه مراعات کنم در حالى که پیش روى من عقباتى است که جز رستگاران نمى‌توانند آن را بپیمایند. . (منتهى‌الآمال ،ج ۲ ، ص۲۹۹‌ )

حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها نزد عرب‌ها «سیّده» و «ست نفیسه» که به معناى «خانم» است، خوانده مى‌شود. همان‌طور که گفته شد، تولد ایشان را به سال ۱۴۵هجرى قمرى، همزمان با سال شهادت محمد و ابراهیم، پسران عبداللّه محض فرزند حسن مثنى نوشته‌اند و در حالات آن مخدّره چنین گفته‌اند: بسیار زاهد و متقى بود و در حال احتضار روزه‌دار بود و جمعى از او خواستند که روزه‌اش را افطار کند، در جواب گفت: سبحان‌اللّه، سى سال است که از خدا مسألت دارم صائم از دنیا بروم، چگونه از آرزوى سى ساله‌ام دست بکشم؟
 
ماجرای حفر قبر
نوشته‌اند که حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها به دست خود قبرش را حفر کرد و همه روزه در میان آن مى‌رفت و نماز مى‌گزارد و قرائت قرآن مى‌نمود، طورى که شش هزار ختم قرآن در آن به اتمام رساند .

در وقت احتضار، که بعد از هفت سال اقامت در مصر بود، بیمار شد و به بستر مرگ افتاد، روزه‌دار بود و قرآن قرائت مى‌کرد و در هنگام قرائت سوره مبارکه انعام چون به این آیه شریفه رسید « لهمّ دارالسلام عند ربّهم»(انعام ، آیه ۶) ؛ دار دنیا را وداع گفت.

 بارقه غیبى
سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها، بر اثر پرهیزگارى و اطاعت از پروردگار به ارتقاى روحى و تکامل معنوى دست یافت. ارمغان این توفیق، نورى بود که بر خانه دلش تابید و آن را روشن و تابناک ساخت و این ویژگى موجب شکوفایى استعدادهاى عالى وى گشت و بعد متعالى وجودش را فضیلت بخشید و بر علم و معرفتش افزود و به قول حضرت على علیه‌السلام که مى‌فرمایند: العلم محیى النفس (دانش روح را زنده مى‌کند) .

یادآور مى‌شود که سیده نفیسه در هیچ مکتب و مجلسى به تحصیل علم اقدام نکرد، بلکه به دلیل تزکیه و تهذیب نفس، قلبش از هر جهت صیقلى شد و صلاحیت لازم را به‌دست آورد و از علم الهامى بهره‌مند گشت؛ دانشى که به جهت وجود استحقاق و اقتضاى حکمت و مشیت بالغه الهى بر دل شایسته‌اش تابید و آن را بارور از علوم، معارف و معانى کرد.

یکى از کسانى که موفق گردید از چشمه معارف سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها جرعه نوشى کند، محمد بن ادریس شافعى مى‌باشد. وى همواره از سیده نفیسه استفاده‌هاى علمى و معنوى مى‌برد و هنگامى که براى تدریس به مسجد فسطاط مى‌رفت، در سر راهش در منزل این بانو توقف مى‌کرد و از او اخذ حدیث مى‌نمود.

کرامات نفیسه خاتون (س)
اخبار سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها و کرامات او در کتاب‌هاى بسیارى شرح داده شده است و کرامات زیادى از آن حضرت نقل کرده‌اند. کتابى در مآثر ایشان موسوم به «مآثر النفیسه» نوشته شده است. در ذیل کراماتى از سیده نفیسه سلام‌اللّه‌علیها از کتاب (ریاحین ‌‌الشریعه ،ج ۵‌ ، ص۹۴) ‌؛ تقدیم مى‌نماییم:
 
شفای دختر زمین گیر مرد یهودی
در جوار منزل حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها، مردى یهودى مى‌زیست که دخترى زمین‌گیر داشت و دخترک نیروى ایستادن نداشت.

روزى مادرش قصد گرمابه نمود و خواست دخترش را همراه خود ببرد، ولى دخترش به جهت ناتوانى پاهایش، قادر به حرکت نبود، لذا به مادر گفت که توان این کار را ندارم. مادر گفت: تنها در خانه مى‌مانى تا من برگردم. دختر گفت: نمى‌توانم، زیرا از تنهایى وحشت دارم. دختر به مادر خود پیشنهاد داد که مرا به خدمت این سیّده شریفه که در همسایگى ماست ببر تا از گرمابه مراجعت کنى.

چون مادر دخترک این سخن را شنید به خدمت سیّده نفیسه رفت و از آن علیا مخدّره خواست تا دختر را نزد خود بپذیرد؛ نفیسه خانم هم درخواست او را پذیرفت. زن یهودیه دختر خود را به خانه حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها آورد و در اتاقى گذاشت و خود عازم گرمابه شد. چون هنگام نماز رسیده بود، حضرت نفیسه خاتون سلام‌اللّه‌علیها آبى براى وضو آماده ساخت و با آن وضویى ساخت. ترشحاتى از آب وضوى آن حضرت بر اعضاى دختر یهودى پاشیده شد و دخترک به برکت آن عافیت یافت.

هنگامى که زن یهودى از گرمابه برگشت، دخترش براى استقبال، با پاى خود به سوى مادر دوید. وقتى مادر این حالت را دید، سبب را از دخترش پرسید. دختر اظهار نمود که از برکت آب وضوى سیّده نفیسه، پاى فلجم شفا یافت. مادر دخترک و دیگر بستگان او پس از دیدن این کرامت، شهادتین را جارى کردند و اسلام آوردند .

منابع :
hawzah.net
andisheqom.com

مكانها و زمانهاي دعا

مجموعه: متفرقه دینی

بهترین زمان دعا کردن,بهترین مکانه دعا کردن,دعا کردن

دعا در فرهنگ اسلامي از جايگاه بسيار والايي برخوردار است و از آن به عنوان سلاح مؤمن و يكي از بهترين راه‌هاي كمال و رسيدن به اهداف متعالي و ارتباط با خداوند متعال ياد شده است. در روايات معصومين و دستورات بزرگان، همواره توصيه به دعا كردن شده كه دعا در هر شرايط زماني و مكاني و روحي افراد امكان پذير و مؤثر است، امّا برخي از مكانها و زمانها با توجه به اهميت آنها، جهت استجاب دعا تأثير خاصي دارند و خداوند برخي از زمانها و مكانها را نسبت به ديگر مكانها و زمانها فضيلت و برتري داده است؛ مانند برتري شهر مكه نسبت به ديگر سرزمينها و فضيلت شب قدر نسبت به هزار ماه. خداوند اين فضيلتها را براي آن قرار داده تا انسان بتواند با استفاده از آنها هرچه بهتر و بيشتر به خداوند تقرب جويد.

در اين نوشتار، اول به مكان‌هاي مقدسي كه دعا در آن اوقات سفارش شده است، اشاره مي‌كنيم سپس به بيان زمان‌هاي خاص دعا مي‌پردازيم:

مكانهاي دعا
۱٫ مسجد: درباره فضيلت مسجد نسبت به ساير مكانها، امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: » رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ از جبرئيل پرسيد چه مكاني نزد خدا محبوب‌تر است. جبرئيل فرمود مساجد، و محبوبترين مردم اهل مسجد كسي است كه اول از همه داخل مسجد شود و آخر از همه خارج شود.[۱]« دعا در مكان محبوب خدا به اجابت نزديكتر است چنانكه »امام باقر وقتي حاجتي داشت به مسجد مي‌رفت و دعا مي‌كرد.[۲]«

۲٫ مسجد كوفه: اين مسجد مكاني است كه سالكان و عارفان بسياري با عبادت در آنجا، خود را به درجات بلند عرفاني رساندند. مسجدي است كه به فرموده امام صادق ـ عليه السّلام ـ »هزار نبي و هزار وصي در آن نمازگزارده‌اند.[۳]« و علماي بزرگ شيعه عملا فضيلت اين مسجد و تاثير دعا و مناجات در آن را ثابت كرده‌اند.

۳٫ مكه: مكه از ابتداي خلقت سرزمين برگزيده خداوند بوده است. براي همين خانه خدا در آن مكان مقدس بنا شده است و خداوند به درخواست حضرت ابراهيم، مكه را شهري امن براي ساكنان آن قرار داده است. ( بقره/۱۲۶) و به خاطر فضيلتي كه دارد داراي احكام ويژه‌اي است و اين فضيلت باعث استجابت دعا مي‌شود چنانكه »امام رضا ـ عليه السّلام ـ در حاليكه اشاره به مكه و كوههاي اطراف مي‌كرد، فرمود: كسي در آن كوهها توقف نمي‌كند مگر اينكه دعايش مستجاب مي‌شود لاكن دعاي مومن در آخرتش اجابت مي‌شود و دعاي كافر در دنيايش.[۴]

۴٫ مسجد النبي: همانگونه كه مساجد نسبت به ساير اماكن برتري دارند، در ميان مساجد نيز برخي از آنها نسبت به برخي ديگر برترند. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه: » رسول اكرم فرمود نماز در مسجد من برابر است با هزار نماز در مساجد ديگر غير از مسجد الحرام.[۵]«

۵٫ حرم امام حسين ـ عليه السّلام ـ: امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: » خداوند در روي زمين مكانهايي دارد كه دعا در آنها مستجاب مي‌شود و حرم امام حسين ـ عليه السّلام ـ يكي از اين اماكن است.[۶]«

۶٫ سرزمين عرفات: اميرمومنان ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: »رسول خدا در حجة الوداع فرمود روز عرفه هنگام عصر خداوند به سبب اهل موقف عرفات، مباهات مي‌كند و به ملائكه مي‌فرمايد به بندگانم نگاه كنيد كه از اطراف عالم با تحمل سختي به اينجا آمده‌اند. آيا مي‌دانيد از من چه مي‌خواهند؟ ملائكه گويند درخواست بخشش و مغفرت مي‌كنند خداوند مي‌فرمايد گواه باشيد كه آنها را بخشيدم[۷]«

زمانهاي دعا
زمانهاي دعا به دو نوع تقسيم مي‌شوند: نوع اول زمانهاي نامتعين و نسبي كه در هر ساعت از شبانه‌روز مي تواند پيش بيايد و بستگي به اعمال خود شخص يا حوادث پيرامون دارد.
دوم زمانهاي متعين و خاص كه از طرف شارع معين شده است.

اول ـ زمانهاي نامتعين:
۱٫ بعد از نماز: بهترين وسيله تقرب به خدا، نماز است كه پيامبر آن را محراج مومن ناميده است و اين از بهترين اوقات دعاست. امام باقر مي‌فرمايند:» دعا بعد از نماز از نماز مستحبي بهتر است.[۸]« به ويژه نمازظهر كه قرآن كريم در سوره بقره به صورت جداگانه آن را مورد تاكيد قرار داده است.(بقره/۲۳۸) پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند: » هنگام ظهر همه چيز پروردگار را تسبيح مي‌كنند، پس خداوند در آن ساعت امر به نماز كرد و آن ساعتي است كه درهاي آسمان گشوده است و بسته نخواهد شد تا بعداز نمازظهر و در آن ساعت دعا مستجاب مي‌شود.[۹]«

و از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت است كه: »وقتي پدرم مي‌خواست حاجتي طلب كند هنگام ظهر آن را طلب مي‌كرد.[۱۰]«

۲٫ هنگام قرائت قرآن: تلاوت قرآن، گوش دادن به سخنان خداوند متعال است و خداوند كريم‌تر از آن است كه در مقابل به سخن بنده خود توجه نكند. اميرمومنان ـ عليه السّلام ـ توصيه به دعا در چهار وقت مي‌فرمايند كه يكي از آنها هنگام تلاوت قرآن است.[۱۱]

۳٫ دعا قبل از بلا: انسان بايد هميشه پروردگار خود را به ياد داشته باشد و با توكل بر او همه كارهاي خود را انجام دهد. اما معمولا انسان در وقت راحتي خدا را فراموش مي‌كند و در حال سختي و ناچاري به ياد او مي‌افتد مثل اينكه خدا فقط خداي سختي‌ها و مشكلات است در حاليكه در راحتي‌ها به ياد خدا بودن، باعث جلب توجه خداوند در سختي‌ها مي‌شود. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: » كسي كه قبل از نزول بلا دعا كند، هنگام بلا دعايش مستجاب مي‌شود و به آسمان مي‌رود و ملائكه گويند اين صدا آشناست. و كسي كه قبل از گرفتاري و بلا دعا نكند، دعايش هنگام بلا مستجاب نمي‌شود و ملائكه گويند اين صدا را نمي شناسيم.[۱۲]«

دوم- زمانهاي متعين:
۱٫ چهار وقت روز: امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: دعا در چهار وقت به اجابت مي‌رسد: قبل از اذان صبح، بعد از طلوع فجر، بعدازظهر و بعد از مغرب[۱۳]« دعا در هر يك از اين چهار وقت در امر خاصي تاثير بيشتري دارد. چنانكه امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: » بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشيد مخصوص تقسيم رزق و روزي است.[۱۴]«

۲٫ روز جمعه: حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند:» روز جمعه بر درگاه خدا تضرع و بسيار دعا كنيد و از خداوند طلب بخشش و رحمت كنيد. خداوند در اين روز دعاي هر مومني را اجابت مي‌كند.[۱۵]« و امام صادق(و يا امام باقر ـ عليه السّلام ـ) مي‌فرمايند: » گاهي بنده مومن از خداوند حاجتي طلب مي‌كند و خداوند برآوردن حاجت او را تا روز جمعه به تاخيري مي‌اندازد.[۱۶]«

۳٫ شب عيد قربان و اول رجب: امير مومنان ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: » من تعجب مي‌كنم از كسي كه در چهار شب از سال، فارغ از عبادت باشد: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و شب اول رجب[۱۷]«

۴٫ روز عرفه: امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: » عصر روزعرفه خداوند ملائك را به آسمان دنيا نازل مي‌كند و به آنان مي‌فرمايد: به بندگانم نگاه كنيد كه با سختي و زحمت به سوي من آمده اند و به آنان پيام فرستاده ام كه مرا بخوانيد و از من درخواست كنيد من شما ملائك را شاهد مي‌گيرم كه همين امروز دعاي آنان را اجابت كنم.[۱۸]«

۵٫ نيمه شعبان: شب نيمه شعبان از شبهاي بافضيلت سال است كه با ولادت امام زمان(عج) بر فضل و بركت آن افزوده شد. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: » پدرم فرمود اين شب، بعد از شب قدر برترين شب سال است. در اين شب خداوند از روي فضل و كرم به مردم نظر مي‌كند و بندگان خود را مي‌بخشد پس دراين شب براي رسيدن به خدا بسيار تلاش كنيد. شبي است كه خداوند بر خود فرض كرده كه دعاكننده‌اي را نااميد برنگرداند مادامي كه معصيت و گناه طلب نكند.[۱۹]« و امام رضا در فضيلت اين شب فرمودند: » شبي است كه خداوند بندگان خود را از آتش مي‌رهاند و گناهان بزرگ را مي‌بخشد. پدرم مي‌فرمود دعا در اين شب مستجاب است.[۲۰]« و سيره معصومين شب زنده‌داري و مناجات در اين شب بوده است چنانكه امام سجاد اين شب را سه قسم مي‌كرد: قسمتي را نماز مي‌خواند، قسمتي را دعا مي‌كرد و اهل خانه ‌آمين مي‌گفتند سپس استغفار مي‌كرد و از خدا بهشت طلب مي‌كرد و اين كار تا طلوع فجر ادامه داشت.[۲۱]«

۶٫ شب عيد فطر: يك ماه مهماني خدا و دوري انسان از بسياري از گناهان و تابيدن نور الهي بر دل بندگان در شبهاي قدر انسان را به خالق خود نزديك مي‌كند و اين از بهترين اوقات دعاست.

در اين شب پاداش عمل يك ماه بندگان داده ميشود. پيامبراسلام مي‌فرمايند:»وقتي شب‌ عيدفطر فرا مي‌رسد- كه به آن شب پاداش گويند – خداوند اجر عاملين را مي‌دهد ولي بدون حساب.[۲۲]« در اين حال دعا مي‌تواند باعث جلب رضايت الهي و دريافت پاداش بيشتر شود. از امام رضا ـ عليه السّلام ـ روايت است» در سه شب روزيها و مرگها و مقدرات يك سال تقسيم مي‌شود. شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان، نيمه شعبان و شب عيد فطر.[۲۳]«

۷٫ ماه مبارك رمضان: ماه مبارك رمضان، ماه رحمت خداست كه درهاي بهشت باز و درهاي جهنم بسته است. ماهي است كه خداوند بركات خود را بر بندگان نازل مي‌كند و همه آنان را مهمان سفره فضل و كرم خويش مي‌نمايد و ميزبان هرچه در توان دارد مهمان خود را شاد و راضي نگه مي‌دارد. و برآوردن تقاضاي مهمان را بر خود وظيفه مي‌داند.

 

[۱]. همان، ج ۳، ص ۴۸۹٫
[۲]. همان، ج ۲، ص ۴۷۷٫
[۳]. همان، ج ۳، ص ۴۹۲٫
[۴]. ميرزا جواد ملكي تبريزي، المراقبات، ص ۲۰۸٫
[۵]. شيخ كليني، كافي، ج ۴٫ ص ۵۵۶٫
[۶]. ابن فهد حلي، عده الداعي، ص ۵۷٫
[۷]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۴۹٫
[۸]. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج ۶، ص ۴۳۷٫
[۹]. قطب الدين راوندي، فقه القرآن ج ۱، ص ۱۱۴٫
[۱۰]. شيخ كليني، كافي، ج ۲، ص ۴۷۷٫
[۱۱]. شيخ كليني، كافي، ج ۲، ص ۴۷۷٫
[۱۲]. شيخ كليني، كافي، ج ۲، ص ۴۷۲٫
[۱۳]. همان، ص ۴۷۷٫
[۱۴]. همان، ص ۴۷۸٫
[۱۵]. قطب راوندي، الدعوات، ص ۳۶٫
[۱۶]. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج ۷، ص ۳۸۱٫
[۱۷]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۱۲۲٫
[۱۸]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۴٫
[۱۹]. همان، ج ۹۴، ص ۸۵٫
[۲۰]. همان، ج ۹۴، ص ۸۴٫
[۲۱]. همان، ج ۸۰، ص ۱۱۵٫
[۲۲]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۳۷٫
[۲۳]. همان، ج ۸۸، ص ۱۲۳٫

منبع:andisheqom.com

پيامبر وضو گرفتن را از كه آموخت؟

مجموعه: متفرقه دینی

پيامبر وضو گرفتن را از كه آموخت

پس از نزول نخستين آيات از قرآن كريم، در روز دوم بعثت، جبرئيل نزد پيامبر اكرم (ص) آمد و طريقه وضو گرفتن و نماز خواندن را به وي آموخت.

با نزول نخستين آيات از پيام وحي، پيامبر رسالت خويش را آغاز نمود. همسر رسول خدا، خديجه بنت خويلد اسدي، نخستين فرد از زنان است كه در پي آگاهي از بعثت، مسلمان شد. در اين زمينه، اختلاف نظري ميان تاريخ‌نويسان نيست؛ ولي درباره اشخاص ديگر اختلاف نظرهايي وجود دارد. بر پايه ديدگاه مشهور شيعيان و اهل سنت، نخستين مرد مسلمان حضرت علي (ع) بود كه از دوران كودكي تحت سرپرستي حضرت رسول قرار داشت و در همه كارها پيرو وي بود و لحظه‌اي به خداوند شرك نورزيد. البته بر پايه روايت‌هاي معتبر، وي نخستين شخصي است كه اسلام آورده يا نماز خوانده و يا ايمان آورده است و تعبير «نخستين مرد» منافاتي با «نخستين مسلمان» بودن ايشان ندارد. پس از ايشان نيز زيد بن حارثه به دعوت پيامبر ايمان آورد.

پس از نزول نخستين آيات از قرآن كريم، در روز دوم بعثت، جبرئيل نزد حضرت آمد و طريقه وضو گرفتن و نماز خواندن را به وي آموخت. حضرت علي (ع) نيز آن را از پيامبر (ص) فراگرفت و نخستين نماز بر پايه آموزش جبرئيل در ظهر اين روز به پاي داشته شد.

در پي گذشت مدتي از دعوت پنهاني، مسلمانان براي انجام فرايض خويش به دره‌هاي پيرامون مكه مي‌رفتند. پيامبر (ص) نيز در خانه ارقم* مخزومي كه در دامنه كوه صفا قرار داشت، مردم را به اسلام دعوت مي‌كرد كه ثمره آن اسلام آوردن۴۰ تن بود. پس از سپري شدن دوران دعوت پنهاني، آياتي بر حضرت نازل شد كه بر پايه آن، رسول خدا مأمور شد مردم را آشكارا به دين اسلام دعوت نمايد. بر همين اساس، ايشان نخست سران و بزرگان قريش اعم از بني‌هاشم، بني‌عبدالمطلب، بني‌عبدالشمس و فرزندان عبدمناف را به مهماني دعوت نمود تا موضوع رسالت را به آن‌ها اعلام نمايد و آن‌ها را به آيين اسلام و يكتاپرستي فراخواند. در آن همايش كه به رخداد يوم الدار شهرت يافت، حضرت پس از بيان رسالت و مأموريت خويش براي هدايت انسان‌ها، از آن‌ها خواست تا دعوت او را بپذيرند؛ ولي هيچ كس جز حضرت علي (ع) به دعوت او پاسخ نداد. سپس پيامبر دعوت آشكار خويش را آغاز نمود و مردم را به سوي خدا دعوت كرد و با واكنش قريش روبه‌رو شد.

منبع: پايگاه اطلاع رساني حج

۶کلید خوشبختی و سعادت در قرآن

مجموعه: متفرقه دینی

کلید خوشبختی, خوشبختی و سعادت در قرآن,راههای دستیابی به خوشبخنی,سعادت چیست,خوشبختی چیست

در فرهنگ قرآن برای کسانی که به  رستگاری و سعادت رسیده اند ویژگی‌های خاصی بیان شده است.  برای کسانی که طالب فلاح و راستگاری هستند بسیار لازم است جویای منطق قرآن شوند و از آن ملاک و معیار ها با خبر شوند تا اینکه خود را با آن وازن الهی تطبیق داده و در نهایت فلاح و رستگاری خود را تضمین نمایند.

کلید اول: عبادت و نماز خاشعانه
در منطق قرآن کسانی که در دنیا توانسته باشند خدای متعال را خاشعانه عبادت کنند رهنمود میشوند. بعضی افراد هرچند در دنیا نماز را ترک نمی کنند ولی نماز خواندن آنها دارای ویژگی خشوع نیست و چه بسا این عدم خشوع در نماز تاثیر واقعی بندگی  را در آنها نداشته باشد.

قرآن مجید یكی از ویژگی های مۆمنان رستگار را خشوع در نماز معرفی می نماید:«قَدْ اَفْلَحَ الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ[مومنون/۲-۱]به تحقیق رستگار شدند مۆمنان، آنان كه در نمازشان خشوع دارن».

” خاشعون” از ماده” خشوع” به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمى در انسان پیدا مى‏شود، و آثارش در بدن ظاهر مى‏گردد.

کلید دوم: نزدیکی به لغویات ممنوع
وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ [مومنون/۳] و آنها كه از لغو و بیهودگى روى‏گردانند»

یکی از موانع کمال و رسیدن به سعادت و رستگاری اشتغال به کارهای لغو و بیهوده است. کسانی که در دنیا نتواسته‌اند مرز میان کارهای خوب وکارهای لغو و بیهوده را جدا کنند خود را از درجات سعادت محروم ساخته است.

البته این نکته حائز اهمیت است  لغو تنها شامل سخنان و افعال بیهوده نمى‏شود بلكه افكار بیهوده و بى پایه‏اى كه انسان را از یاد خدا غافل و از تفكر در آنچه مفید و سازنده است به خود مشغول مى‏دارد همه در مفهوم لغو جمع است.

کلید سوم: از پرداخت زکات امتناع نمی‌کند
وَ الَّذینَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ [مومنون/۴] و آنها كه زكات را انجام مى‏دهند».

در فرهنگ قرآنی کسانی که در زندگی دنیایی خود سهمی از اموال و داشته خود را به عنوان زکات در اختیار نیازمندان قرار می دهند در زمره رستگاران قرار دارند.

کلیدچهارم: از آلودگی بی عفتی بدورند
از جمله زیبا ترین مولفه ها و شاخص های افراد رستگار و سعادتمنددر فرهنگ قران دوری از بی عفتی و روابط نامشروع است.خداوند متعال در این خصوص می فرماید:

«وَالَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ [مومنون/۵] و آنها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند».

کلید پنجم: توبه و رجوع به درگاه الهی دارند
شاید زندگی کردن بدون گناه کار سختی باشد ولی یقیناً غیر ممکن نیست. ولی با این حال اگر انسان در حیات دنیوی خود مرتکب فعل حرامی شد نباید درهای رحمت الهی را به روی خود بسته ببیند چرا که این باور خود از بدترین گناهان به حساب می آید در منطق قرآن کسانی که به سوی خدای متعال بازگشت می‌کنند رستگارند:

«وتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون[نور/۳۱] و همگى بسوى خدا بازگردید اى مۆمنان، تا رستگار شوید!».

کلید ششم: رعایت تقوای الهی
رعایت تقوای به این معنا ست که انسان متقی دارای صفتی می شود  که او را از گناه و نافرمانی خداوند متعال، باز می‌دارد و بر طاعت و بندگی او برمی‌انگیزد. خداوند متعال در وصف و سرانجام تقوای الهی می فرماید:«فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [مائده/۱۰۰] از (مخالفت) خدا بپرهیزید اى صاحبان خرد، شاید رستگار شوید!».

  کلید خوشبختی, خوشبختی و سعادت در قرآن,راههای دستیابی به خوشبخنی,سعادت چیست,خوشبختی چیست

 موانع سعادت و خوشبختی

۱٫ اعراض از ذكر خدا
“و هركس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت.”(۱)

از این آیه استفاده می شود كه روی گردانی از یاد خدا زندگی سخت و پرمشقتی را به دنبال داشته و مانع از رسیدن انسان به سعادت و خوشبختی است.

۲٫ عصیان و تمرد از احكام الهی
“و آن كس كه نافرمانی خدا و پیامبرش را كند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می كند كه جاودانه در آن خواهد ماند، و برای او مجازات خواركننده ای است.” (۲)

هر كه درمقام عصیان و تمرد برآید و از حدود اسلام بدر رود، سیرت آن خلود در شقاوت و شعله های آتشین است.”(۳)

۳٫ بدعت در دین
“نگویید: این حلال است و آن حرام… به یقین كسانی كه به خدا دروغ می بندند، رستگار نخواهند شد.” (۴)

از این آیه شریفه استفاده می شود كه بدعت در دین و نسبت دادن احكام به خدا بدون دلیل، موجب محرومیت ازرستگاری و سعادت ابدی است، زیرا ریشه بدعت گذاری در دین،گفته های بی اساس و دروغین است و این كار نزد خدا حرام و باعث محرومیت فرد از رستگاری و سعادت دنیا و آخرت خواهد بود.(۵)

۴٫ معصیت و گناه
و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است.(۶)

از آیه شریفه استفاده می شود كه معصیت و گناه، سبب محرومیت از رستگاری و سعادت، و عامل رسیدن به شقاوت و بدبختی است.

۵٫ ظلم و بیدادگری
“مسلما ظالمان، رستگار نخواهند شد.” (۷)

از این آیه برداشت می شود كه ظالمان، بیدادگران و ستمگران از فلاح، رستگاری و سعادت بی بهره اند و نصیبی نخواهند برد، و در گروه شقاوتمندان و تیره بختان قرار خواهند گرفت. (۸)

۶٫ غفلت
به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم، آنها دلها ]=عقلها[یی دارند كه با آن (اندیشه نمی كنند، و) نمی فهمند؛ و چشمانی كه با آن نمی بینند، و گوشهایی كه با آن نمی شنوند؛ آن ها هم همچون چهارپایانند، بلكه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه گونه امكانات هدایت، باز هم گمراهند). (۹)

۷٫ هواپرستی
“آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر این كه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده ای افكنده است؟ با این حال چه كسی می تواند غیر از خدا او را هدایت كند؟! آیا متذكر نمی شوید؟!” (۱۰)

 پی نوشت ها:
۱٫ طه(۲۰)، آیه.۱۲۴
۲٫ نساء (۴)، آیه .۱۴
۳٫ آقاسیدمحمد حسینی همدانی، انوار درخشان در تفسیر قرآن، پیشین، ج ۳، ص .۳۶۶
۴٫ نحل (۱۶)، آیه .۱۱۶
۵٫ آیات شریفه دیگری به این مانع اشاره دارد از جمله: انعام (۶)، آیه ۲۱، یونس (۱۰)، آیه .۷۰
۶٫ شمس (۹۱)، آیه .۱۰
۷٫ انعام (۶)، آیه .۲۱
۸٫ آیات دیگری نیز به این مانع اشاره دارد، از جمله: انعام (۶)، آیه ۱۳۵؛ قصص (۲۸)، آیه .۳۷
۹٫ اعراف (۷) آیه .۱۷۹
۱۰٫ جاثیه (۴۵)، آیه ۲۳
تبیان

۲نکته طلایی برای تلاوت قرآن در ماه رمضان

مجموعه: متفرقه دینی

تلاوت قرآن در ماه رمضان, قرآن خواندن در ماه رمضان,ثواب  قرآن خواندن در ماه رمضان

هر ساله، با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان جامعه اسلامی ما توجه ویژه ای به قرآن مبذول می دارد. «لکل شیء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان»[۱] از تلاوت آیات وحی تا شرکت در جلسات ختم قرآن. رسانه های عمومی هم تلاش می کنند با پخش برنامه های قرآنی در این اقبال فراگیر سهیم شده و با پخش جلسات  و محافل قرآنی شور و نشاط بیشتری را در بین مردم ایجاد نمایند. تمام این برنامه های مذکور خوب و مفید است و امید است که تلاش همه کسانی که به هر نحوی در مسیر قرآن گام بر می دارند، و در خدمت کتاب آسمانی هستند، در درگاه حضرت احدیت مأجور و سبب تقرب باشد.

ز سرّ غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل ره درین حرم دارد

با این حال همواره جای تامل در کارها وجود دارد و چه بسا ما بتوانیم با آسیب شناسی صحیح از اوقاتی که در محضر قرآن به سر می بریم استفاده بیشتری بنماییم. چه ماه رمضان هایی که گذشت و ما در عین اینکه قرآن خواندیم و احیانا موفق به چند بار ختم کردن کتاب الهی هم شدیم، اما بهره لازم را نبردیم؛ دلمان به نور قرآن روشن نشد و از هدایتش طرفی نبستیم. شیاطین دوباره پس از ماه رمضان به سراغ ما آمدند و غفلت ها و کدورت های باطنی ادامه یافت. چرا؟ آیا تا کنون از خود پرسیدیم که واقعا چرا چنین می شود؟

مشکل اساسی ما اینست که قرآن می خوانیم اما آداب تلاوت را رعایت نمی کنیم. مقصودم آداب تجوید و صوت و لحن نیست که آن نیز در جای خود ارزشمند است، بلکه منظورم آدابی است که رعایت آنها باعث نتیجه بخش شدن تلاوت قرآن می شود. مسلما در این یادداشت کوتاه مجالی برای مطرح ساختن بحث به صورت تفصیلی نیست و لذا به ذکر دو ادب اکتفا می نماییم. یکی بحث تدبّر در قرآن است و دیگری بحث طهارت.

قرآن کریم صریحا می فرماید: «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » [۲]؛ [این‏] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‏ایم تا در [باره‏] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند. و نیز می فرماید: « أَفَلَا یَتدبّرونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا » [۳] یعنی: آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند؟ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟

از امام امیرالمۆمنین علیه السلام روایت داریم که می فرمایند: «الا لا خیر فی قرائة لیس فیها تدبّر، الا لا خیر فی عبادة لیس فیها تفقه»[۴] ؛ آگاه باشید که هیچ خیری در تلاوتی که در آن تدبّر نباشد نیست؛ آگاه باشید که هیچ خیری در عبادتی که در آن معرفت اندوزی نباشد نیست.

این یک اصل است که در عبادات باید مورد توجه قرار گیرد. خود حضرت درباره روزه و شب زنده داری غافلانه، فرمایش جالبی دارند که تطبیقی بر اصل مذکور است و با این ایام هم مناسبت دارد. می فرمایند: « کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظمآء و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاکیاس و افطارهم! » [۵] یعنی: «بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه‌داری خود ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده‌داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!

 مسلما مراد امام این نیست که زیرکان شب زنده داری نمی کنند و تمام شب را می خوابند و یا اینکه اصلا روزه نمی گیرند، مقصود حضرت مقایسه میان گروهی است که از روی غفلت عبادت می کنند و گروهی که اعمال خود را با توجه و معرفت انجام می دهند. چه بسا زیرکی به قصد قربت الهی استراحت کند و غذا بخورد مثلا به این نیت که توانایی انجام وظایف اسلامی و خدمت به خلق خدا را پیدا کند. اینجاست که استراحت او و غذا خوردن او ارزشمند می شود و بر اساس این روایت شریف از روزه و شب بیداری غافلان برتر می باشد.

بسیاری از ما متاسفانه  فقط برای ثواب قرآن را می خوانیم و توجه نداریم که هدف از نزول قرآن چیست. از خود نمی پرسیم که اساسا چرا اینقدر ثواب برای تلاوت قرآن وجود دارد؟ چرا اینقدر پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان روی تلاوت قرآن تاکید کرده اند؟ از مطالبی که نقل کردیم معلوم می شود که تدبّر در قرآن یکی از آداب مهم برای بهره بردن از نورانیت این گنجینه الهی است.

اما تدبّر چیست. تدبّر عبارتست از اینکه ما دنبال یک چیز را بگیریم. [۶]

پیگیر آن باشیم. پیامدها و نتایجش را در نظر بگیریم. تدبّر در قرآن این است که هنگامی که آیات الهی را تلاوت می کنیم ببینیم پیام آنها چیست. ما را به کجا می خواهد برساند. تدبّر قرآن این است که جای خودمان را در بحث قرآن پیدا کنیم و مسیر خود را دنبال کنیم. آیا از ابراریم یا از فجار. آیا از متقین هستیم یا فاسقین.

قرآن به گروهی نوید می دهد و به دسته ای بیم. دسته ای را رحمت می کند و قومی را لعنت. نکند که ما در زمره افرادی باشیم که قرآن می خوانند اما از آن بهره نمی برند. روایت است که چه بسا کسی که قرآن می خواند اما قرآن او را لعنت می کند! «رب تال القرآن و القرآن یلعنه»[۷] تدبّر این است که فقط به چهره و ظاهر نگاه نکنیم بلکه به پشت و باطن توجه کنیم.

ادب دوم در تلاوت قرآن، مسأله طهارت است. مقصودم داشتن وضو و غسل نیست که البته آنها لازم هستند. بلکه مقصودم تحصیل طهارت باطن است.«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ* فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» ؛ [۸]» یعنی: که این [پیام‏] قطعاً قرآنى است ارجمند، در کتابی  کتابی نهفته. که جز پاک شدگان بر آن دست نزنند. طهارت باطنی مراتب و مراحلی دارد که مسلما گام اول برای تحصیل آن ترک گناهان است.« إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ [۹]» یعنی: خدا فقط از تقوا پیشگان مى‏پذیرد.

بدون رعایت تقوای الهی، ادعای داشتن طهارت سخنی نا مقبول است و گزاف. مراقب باشیم که فریب حالات خوشی را که احیانا در هنگام برخورد با آیات الهی به دست می آوریم نخوریم. بدون طهارت روحانی این حالات تداوم نخواهد داشت. این بحث نیازمند توضیحات بیشتری است که در این مختصر نمی گنجد.

خدا به همه ما توفیق استفاده از قرآن را مرحمت فرماید. و ما را با قرآن محشور فرماید.

تحصیل عشق و رندی، آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم، در کسب این فضائل

گفتم که کی ببخشی، بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل

پی نوشت ها:
[۱]- الکافی۲/۶۳۰ از امام باقر (علیه السلام)
[۲] -ص۲۹- ترجمه تمام آیات در این مقاله از مرحوم فولادوند است.
[۳] – محمد۲۴
[۴] – بحارالانوار۹۲/۲۱۱
[۵] – نهج البلاغه، حکمت۱۴۵ ترجمه از مرحوم دشتی است.
[۶] – مفردات راغب اصفهانی۳۰۷: التَّدْبِیرُ: التفکر فی دبر الأمور. در مجمع البحرین ۳/۲۹۹می نویسد: لتَّدْبِیرُ فی الأمر: أن تنظر إلى ما یئول إلیه عاقبته. و تدبّر الأمر: التفکر فیه. و الدُّبُر: المخرج دون الألیین. و الفرق بین‏ التدبّر و التفکر- على ما قیل- هو أن‏ التدبّر تصرف القلب بالنظر فی العواقب و التَّفَکر تصرف القلب فی النظر بالدلائل‏
[۷] – بحارالانوار۸۹/۱۶۴ از پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)
[۸] – واقعه۷۹-۷۷
[۹] – مائده۲۷
tebyan.net

چرا به دیگران التماس دعا می‌گوییم؟!

مجموعه: متفرقه دینی

التماس دعا, التماس دعا گفتن,دعا,دعا کردن,دعا و نیایش,

 در حدیثى خداوندبه حضرت موسى فرمود:دعا کن،با زبانى که گناه من نکرده باشی . درباره ى بیمار هنگام عیادت،و شخص محتاج هنگام صدقه دادن،دستور شرعى داریم که از وى التماس دعا کنیم ؛ زیرا دعاى وى مستجاب است.

دعا شفا و درمان هر دردیست
علاء بن کامل مى گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: علیک بالدعاء فانه شفاء من کل داء.(اصول کافى ، ج ۴، ص ۲۱۷.) یعنى: بر تو باد به دعا کردن، زیرا آن درمان هر دردیست .

عن حسین بن نعیم عن ابى عبدالله (علیه السلام) قال : اشتکى بعض ولده فقال : یا بنى قل : اللهم اشفنى بشفائک و داءونى بدوائک و عافنى من بلائک فانى عبدک و ابن عبدک . (همان)

حسین بن نعیم مى گوید: یکى از فرزندان امام صادق (علیه السلام) اظهار دارد و ناراحتى کرد. حضرت به او فرمود: پسر جان ! بگو: خدایا! مرا به شفاى مخصوص خود شفا ده ، و به دوا و داروى خود مداوا فرما، و از بلاى خود مرا عافیت و تندرستى بخش ! چون من بنده و بنده زاده ى تو هستم .

دانشمندان روان شناس امروز به این نتیجه رسیده اند که ، توجه به خدا و اصل دعا و نیایش، موجب رفع بسیارى از گرفتارى ها و حتى امراض ‍ مى گردد، و اساسا بسیارى از امراض در محیطهایى که دعا و نیایش وجود دارد، رخنه نمى کند.

آیا دلیلى بر التماس دعاى افراد از یکدیگر داریم؟در میان مردم متعارف و مرسوم است که، همه از یکدیگر التماس دعا دارند، که البته منشأ این امر مى تواند به دو دلیل باز گردد:

۱. دلیل نقلى برخى از روایات ، دعا و نفرین چند دسته از افراد مستجاب است و برگشت ندارد؛ و نیز در این احادیث سفارش شده است :

اول : به مقام و منزلت این گونه افراد پى ببریم .

دوم : آنان را در جامعه بشناسانیم ، و مورد تجلیل و تکریم قرار بدهیم .

سوم : سعى کنیم عوامل و اسباب رضایت و خشنودیشان را فراهم نماییم ، تا درباره ى سعادت و خوشبختى ما در دنیا و آخرت دعا کنند.

چهارم : تلاش و کوشش نماییم عوامل دلزدگى و آزرده خاطر شدن این عزیزان و اولیاى خدا را از خود و جامعه بزداییم ، تا درباره ى ما نفرین نکنند.

پنجم : سزاوار و شایسته است از این بزرگواران بخواهیم تا درباره ى ما دعا کنند.

در حدیثى خداوند به حضرت موسى فرمود: دعا کن، با زبانى که گناه من نکرده باشى . چنان که در برخى از روایات به این مطلب اشاره شده است؛ به عنوان مثال ، درباره ى بیمار هنگام عیادت ، و شخص محتاج و نیازمند هنگام صدقه دادن ، دستور شرعى داریم که از وى التماس دعا کنیم ؛ زیرا دعاى وى مستجاب است. (بحار، ج ۹۳ – ۳۵۷، ح ۱۱)

دلیل عقلى: چون دعا کردن دیگرى درباره ى انسان به خودى خود از نظر شرع ، عملى مستحب و مفید است ، و خواهش کار سودمند و نافع هم محتاج به دستور شرعى خاص نیست ؛ بر همین اساس ، پس از درخواست شخص سائل ، دعا کردن در حق او به عنوان قضاى حاجت مؤمن مستحب خواهد بود.

اگر خداوند از باطن و ظاهر انسان آگاهى کامل دارد، پس چه نیاز است که ما حاجت خویش را به زبان بیاوریم؟

۱. عن ابى عبدالله: ان الله تبارک و تعالى یعلم ما یرید العبد اذا دعاه و لکن یحب اءن یبث الیه الحوائج.(اصول کافى ، ج ۴، ص ۲۲۵.)امام صادق(علیه السلام) فرمودند: همانا خداوند از خواسته ى دعا کنندگان در هنگام نیایش آگاه است، اما دوست دارد خواسته هاى خود را ذکر کند.

به عنوان مثال، اگر کسى به شما کالایى هدیه کرد، هر چند آن فرد با توجه به قراین و شواهد مى داند که شما از این عمل او راضى و خرسند هستید، اما دوست دارد رضایت خود را با زبان ابراز و اظهار نمایید، وگرنه شما را در ذهن خویش فردى ناسپاس تصور مى کند. این امر در مورد خداوند نیز صادق است ؛ یعنى با اینکه خداوند از انسان آگاهى کامل دارد، اما دوست دارد در هنگام دعا و نیایش ، حاجت خود را بر زبان بیاورد.

۲. انسان باید همواره به درگاه خدا دعا کند، چون حدوثا و بقاء به خدا نیاز دارد و اگر یک لحظه فیض و لطف خدا قطع ، پوچ و نابود خواهد شد. هر چه به انسان مى رسد، از جانب خداست ، پس بنده باید این نیاز تکوینى و طبیعى را با زبان ابراز و اظهار نماید، و فقر و بندگى و نیاز خویش را عملا به اثبات برساند.

چرا فرزند باید در حق و مادرش، چه در حیات و چه در ممات دعا کند؟
۱. زیرا پدر و مادر در واقع اصل و سبب هستى فرزند مى باشند.
۲. نعمت تربیت از آنهاست .
۳. قائده ى شرع و عقل حکم مى کند.
۴. تبعیت از پیامبران و امامان و اولیاى خدا.
۵. سعادت و خوشبختى در دنیا و آخرت .
۶. خوشنودى و اطاعت خداوند.

آیا مؤمن باید در حق برادر مؤ منش دعا کند؟ چرا؟
از جمله حقوقى که برادران دینى نسبت به هم دارند دعا کردن در حق همدیگر است ؛ و این دعا کردن داراى ثمرات و برکات زیادیست؛ اول ، براى دعا کننده ، دوم ، براى دعا شنونده . از جمله آن فواید، مى تواند موارد ذیل باشد:

۱. خداوند دعاى دعا کننده و دعا شنونده را اجابت مى کند.
۲. روزى را فراوان مى سازد و از ناخوشى و بدى جلوگیرى مى کند.
۳. احساس مسئولیت نسبت به برادر دینى ؛ کلکم راع و کلکهم مسئول عن رعیته .
۴. جذب قلوب و ایجاد محبت .
۵. شفاعت کردن دعا شونده براى دعا کننده در روز قیامت .
۶. دعا کردن ملائکه در حق او.

منبع:tebyan.net

بهترین زمان و ساعت برای بچه دار شدن از نظر اسلام

مجموعه: متفرقه دینی

بچه دار شدن,بهتری زمان برای بچه دار شدن

بهترین زمان برای بچه دار شدن از نظر اسلام

 بهترین زمان برای بچه دار شدن
از نزديكي كردن در شب هاي چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمري و نيز شب هاي ماه گرفتگي و طوفان هاي شديد پرهيز كنند.

از نظر اسلام بهترین زمان برای بچه دار شدن چه روز و چه ساعتی است؟
از نظر اسلام بهترین زمان برای بارداری و بچه دار شدن کدام روز هفته و چه ساعتی از روز می باشد؟

پاسخ:
از آموزه هاي ديني به دست مي آيد آميزش و همبستري براي بچه دار شدن در زمان ‏هاى ذيل مستحب است:

شب دوشنبه: که در پي آن فرزند حافظ کتاب خدا و راضي به آنچه خداوند برايش مقدر کرده ، مي شود، (۱)

شب سه شنبه : که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزي اومي شود ، خداوند او را با مشرکان عذاب نمي کند ، دهانش خوشبو، دلش رحيم و جوانمرد خواهد بود ، زبانش از دروغ ، غيبت وتهمت و پاک باک مي ماند.(۲)

شب پنج شنبه : که در پي آن حاکمي از حکما و یا عالمي از علما خواهد شد.(۳)

روز پنج شنبه هنگام زوال : که در پي آن شيطان به او نزديک نخواهد شد تا پير گردد و سلامتي دين و دنيا روزي اش خواهد بود.(۴)

شب جمعه : که در پي آن بچه خطيب و سخنگو خواهد شد.(۴)

روز جمعه موقع عصر : که آن فرزند از دانايان مشهور خواهد شد.(۵)

شب جمعه بعد از نماز عشا : اميد است آن فرزند از ابدال ( شبيه به والدين ) باشد.(۶)

نيز توصيه شده از نزديكي كردن در شب هاي چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمري و نيز شب هاي ماه گرفتگي و طوفان هاي شديد پرهيز كنند.

موارد مكروهي نيز وجود دارد كه بهتر است از آن ها پرهيز گردد:
۱- جماع در شب و روزي كه ماه و خورشيد گرفته است.
۲- هنگام غروب خورشيد.
۳- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
۴- شب اول ماه غير از ماه رمضان.
۵- در شب آخر ماه.
۶- جماع بعد از احتلام در خواب.
۷- جماع در اتاقي كه بچه‏اي وجود داشته باشد.
۸- نگاه كردن به عورت زن هنگام جماع.
۹- جماع به صورت عريان.
۱۰- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
۱۱- جماع بدون وضو يا غسل.
۱۲- هنگامي كه شكم پر است.
۱۳- جماع در جايي كه كودكي باشد كه به آن ها نگاه كند يا سر و صداي آن ها را بشنود، هر چند چيزي متوجه نشود.
۱۴- جماع در فرصت بين اذان و اقامه نماز كه مخصوص اعمال عبادي است.
۱۵- جماع در شب عيد فطر.
۱۶- جماع در شب عيد قربان.

 

پي نوشت ها :
۱٫ وسائل الشيعه ؛ ج۷ ، باب ۱۹۰٫
۲٫همان .
۳٫همان .
۴٫ همان.
۵٫ همان.
۶٫ همان.

منبع:porsemani.ir

X بستن تبلیغات
آموزش مجازی